کلمه بزرگ به انگلیسی به صورت "large" یا "big" ترجمه می شود؛ از این رو این واژه به عنوان یک صفت به معنی بزرگ، بزرگترین یا حتی معنای دیگری مورد استفاده قرار می گیرد. "بزرگ" به عنوان یک صفت در این جملات به معنای اندازه بزرگ، مقیاس بزرگ، تعداد زیاد و یا اهمیت بزرگ مورد استفاده قرار گرفته است. با آموزشگاه زبان ملل همراه باشید.
بزرگ به انگلیسی چی میشه؟
کلمه "بزرگ" به انگلیسی می تواند به معانی مختلفی ترجمه شود و بستگی به سیاق جمله و نوع کلمه استفاده شده دارد.
1. Big / Large (بزرگ به عنوان صفت): این کلمه برای توصیف اشیاء یا انسانها به معنای بزرگ یا عظیم استفاده می شود. مثلاً:
The elephant is a big animal. (.فیل حیوان بزرگی است)
2. Great (بزرگ به عنوان صفت): در برخی موارد، بزرگ به معنای عظمت یا شهرت نیز به کار می رود. مثلاً:
Alexander the Great was a famous conqueror. (.الکساندر بزرگ فاتح مشهوری بود)
3. Elder (بزرگ به عنوان صفت): این معنی از بزرگ به عنوان معادل انگلیسی برای پیرتر یا بزرگتر به کار میرود. مثلاً:
My older brother is 5 years older than me. (.برادر بزرگتر من 5 سال از من پیرتر است)
4. Adult (بزرگ به عنوان اسم): در بعضی از لغات، بزرگ به معنای شخصی که به سن بزرگی رسیده و از دوران کودکی گذشته است، به عنوان اسم به کار میرود. مثلاً:
In most countries, you are considered an adult at the age of 18.
(در اکثر کشورها، در سن 18 سالگی به عنوان یک بزرگ تلقی میشوید.)
5. Highly (بزرگ به عنوان قید): این کلمه به عنوان یک قید برای تعیین میزان یا درجه چیزی به کار میرود. مثلاً:
She is highly intelligent (.او بسیار باهوش است)
6. To Grow (بزرگ به عنوان فعل): همینطور به عنوان یک فعل، بزرگ به معنای رشد یا بالغ شدن استفاده میشود. مثلاً:
Children grow into adults. (کودکان به بزرگسالی تبدیل می شوند.)
The large elephant at the zoo captured the attention of all the visitors with its majestic size.
(فیل بزرگ در باغ وحش توجه تمام بازدیدکنندگان را با اندازه شگفت آورش جلب کرد.)
My grandparents have a large, beautiful garden with a wide variety of flowers and trees.
(پدر و مادر بزرگوار من یک باغ بزرگ و زیبا با انواع مختلفی از گل ها و درخت ها دارند.)
The company is planning to launch a large-scale marketing campaign to promote their new product.
(شرکت قصد دارد یک حمله بازاری بزرگ را برای تبلیغ محصول جدیدش اجرا کند.)
We went on a hike and discovered a large, hidden waterfall deep within the forest.
(ما به یک کوهنوردی رفتیم و یک آبشار بزرگ و مخفی را در عمق جنگل کشف کردیم.)
The large pizza we ordered was more than enough to feed the entire group.
(پیتزای بزرگی که سفارش دادیم بیشتر از کافی بود تا تمام گروه را پر کند.)
مقاله آموزشی پیشنهادی
کلمات مترادف Big در انگلیسی
برای تقویت دایره لغات انگلیسی و جلوگیری از تکرار یک حرف باید از مترادفهای آن کلمه استفاده کرد. برای کلمه بزرگ هم در زبان انگلیسی مترادفهایی وجود دارد که در جدول زیر به آنها با معنی و تلفظ اشاره میکنیم.
| معنی | تلفظ | کلمه انگلیسی |
|---|---|---|
| بسیار بزرگ | /hyooj/ | Huge |
| عظیم | /ih-nawr-muhs/ | Enormous |
| ضخیم و بزرگ | /mas-iv/ | Massive |
| عظیم و بزرگ | /jahy-gan-tik/ | Gigantic |
| بزرگ و عظیم | /kuh-los-uhl/ | Colossal |
| بزرگ و وسیع | /ih-mens/ | Immense |
| معتبر و قابل توجه | /suhb-stan-shuhl/ | Substantial |
| بسیار بزرگ و ضخیم | /juhm-boh/ | Jumbo |
| شگفت آور و بزرگ | /tri-men-duhs/ | Tremendous |
| بسیار بزرگ و وسیع | /vast/ | Vast |
| بزرگ و گسترده | /ik-span-siv/ | Expansive |
| بزرگتر از اندازه معمول | /oh-ver-sahyzd/ | Oversized |
| بزرگ و قابل توجه | /wop-ing/ | Whopping |
| بزرگ و قابل توجه | /sahyz-uh-buhl/ | Sizeable |
| عظیم و تاریخی | /mon-yuh-men-tl/ | Monumental |
| ماموت (بزرگ اندازه ماموت) | /mam-uhth/ | Mammoth |
| بزرگ و باشکوه | /grand/ | Grand |
| حجیم و بزرگ | /buhl-kee/ | Bulky |
| قدرتمند و بزرگ | /mahy-tee/ | Mighty |
| فضای وسیع و بزرگ | /spey-shuhs/ | Spacious |
مقاله آموزشی پیشنهادی
تفاوت big / large / huge
در زبان انگلیسی، کلمات Big، Large و Huge هر سه به معنای «بزرگ» ترجمه میشوند، اما در موقعیتهای مختلف به کار میروند و نمیتوان آنها را همیشه جایگزین یکدیگر کرد.
Big بیشتر در مکالمات روزمره و زبان غیررسمی استفاده میشود و علاوه بر اندازه، میتواند اهمیت یا تأثیر چیزی را نیز نشان دهد:
• That was a big mistake. (.آن یک اشتباه بزرگ بود)
• This is a big day for our team. (.این یک روز مهم برای تیم ماست)
Large رسمیتر از big است و بیشتر برای توصیف اندازه، مقدار یا تعداد به کار میرود. در نوشتار آکادمیک و تجاری، large ترجیح داده میشود:
• A large number of students attended the seminar. (.تعداد زیادی از دانشجویان در سمینار شرکت کردند)
• The company operates on a large scale. (.شرکت در مقیاس بزرگی فعالیت میکند)
Huge بار احساسی و تأکیدی بیشتری دارد و برای بیان چیزی که بسیار بزرگتر از حد معمول است استفاده میشود:
• There was a huge difference between the two results. (.تفاوت بسیار زیادی بین دو نتیجه وجود داشت)
• The concert was a huge success. (.کنسرت یک موفقیت بزرگ بود)
| کاربرد اصلی | سبک | کلمه |
|---|---|---|
| اندازه + اهمیت | غیر رسمی | Big |
| اندازه + مقدار + تعداد | رسمی | Large |
| بسیار بزرگتر از حد معمول | تاکیدی | Huge |
مقاله آموزشی پیشنهادی
رایج ترین هم نشینی ها برای کلمه بزرگ در زبان انگلیسی
یکی از مهمترین نکات در یادگیری زبان انگلیسی این است که بدانیم هر کلمه با چه کلمات دیگری بیشتر همراه میشود. در زبان انگلیسی به این همنشینی کلمات «collocation» گفته میشود. در زیر رایجترین collocations برای big، large و huge آورده شده است:
Big:
- A big mistake (اشتباه بزرگ): Making a big mistake early in your career can be a valuable lesson.
- A big decision (تصمیم مهم): Moving abroad is a big decision that requires careful thought.
- A big difference (تفاوت زیاد): Regular exercise makes a big difference in your overall health.
- Big news (خبر مهم): The merger was big news in the financial world.
Large:
- A large amount (مقدار زیاد): A large amount of data was collected during the research.
- A large number (تعداد زیاد): A large number of applicants applied for the position.
- A large scale (مقیاس بزرگ): The project was implemented on a large scale.
- A large proportion (بخش بزرگی): A large proportion of the budget was allocated to education.
Huge:
- A huge success (موفقیت بزرگ): The product launch was a huge success.
- A huge difference (تفاوت بسیار زیاد): This technology has made a huge difference in patient care.
- A huge amount (مقدار بسیار زیاد): A huge amount of effort went into organizing the event.
- A huge impact (تاثیر بسیار زیاد): Social media has had a huge impact on modern communication.
اصطلاحات کاربردی با کلمه بزرگ در انگلیسی
زبان انگلیسی سرشار از اصطلاحاتی است که کلمه big در آنها به کار رفته است. آشنایی با این اصطلاحات به درک بهتر مکالمات روزمره و متون انگلیسی کمک میکند:
Big deal
چیز مهم یا مسئله مهم. در مکالمات روزمره این عبارت اغلب به صورت طعنهآمیز یا برای نشان دادن اهمیت یک موضوع به کار میرود.
• Winning that award was a big deal for the entire team. (.بردن آن جایزه برای کل تیم یک اتفاق مهم بود)
• "So what? It's not a big deal." («.خب چی؟ مهم نیست»)
Big picture
تصویر کلی / دید کلان. به معنای نگاه کردن به موضوع از زاویهای گستردهتر، بدون توجه به جزئیات.
• You need to focus on the big picture instead of worrying about minor details.
(باید به تصویر کلی توجه کنی به جای اینکه نگران جزئیات کوچک باشی.)
Big shot
آدم مهم / آدم بانفوذ. برای اشاره به شخصی که قدرت یا جایگاه اجتماعی بالایی دارد.
• He thinks he's a big shot just because he got promoted. (.او فکر میکند چون ارتقاء گرفته آدم مهمی شده است)
Think big
بلندپروازانه فکر کردن به معنای داشتن اهداف بزرگ و جاهطلبانه
• If you want to achieve great things, you have to think big. (.اگر میخواهی به چیزهای بزرگی برسی، باید بلندپروازانه فکر کنی)
Big break
فرصت طلایی / شانس بزرگ. به معنای فرصتی که مسیر زندگی یا کار کسی را تغییر میدهد.
• Landing that role was her big break in the film industry. (.گرفتن آن نقش فرصت طلایی او در صنعت فیلم بود)
«بزرگ» به انگلیسی چه کلماتی میشود؟
کلمه «بزرگ» در انگلیسی معادلهای مختلفی دارد که رایجترین آنها Big و Large هستند. علاوه بر این، بسته به معنا و موقعیت جمله، میتوان از Great (به معنای عظمت)، Elder (برای بزرگتر بودن در سن)، Adult (بزرگسال)، یا Huge (بسیار بزرگ) نیز استفاده کرد. انتخاب صحیح به معنای جمله بستگی دارد.
تفاوت Big، Large و Huge در انگلیسی چیست؟
این سه کلمه هر سه به معنای «بزرگ» هستند اما در موقعیتهای متفاوتی به کار میروند: Big: غیررسمی و محاورهای؛ هم برای اندازه، هم برای اهمیت. Large: رسمیتر؛ بیشتر برای اندازه، مقدار و تعداد. Huge: تأکیدی؛ برای بیان چیزی بسیار بزرگتر از حد معمول.
مهمترین مترادفهای کلمه Big در انگلیسی کداماند؟
زبان انگلیسی مترادفهای متعددی برای Big دارد. برخی از پرکاربردترین آنها عبارتند از: Huge (بسیار بزرگ)، Enormous (عظیم)، Massive (ضخیم و بزرگ)، Gigantic (غولآسا)، Colossal (بزرگ و عظیم)، Immense (وسیع)، Vast (بسیار گسترده)، و Tremendous (شگفتآور و بزرگ). آشنایی با این مترادفها باعث میشود از تکرار یک کلمه در نوشتار و گفتار جلوگیری شود.
رایجترین اصطلاحات انگلیسی با کلمه Big کداماند؟
کلمه Big در اصطلاحات روزمره زبان انگلیسی بسیار پرکاربرد است. مهمترین آنها عبارتند از: Big deal: چیز یا اتفاق مهم / Big picture: تصویر کلی و دید کلان / Big shot: آدم مهم و بانفوذ / Think big: بلندپروازانه فکر کردن / Big break: فرصت طلایی
Collocation چیست؟
در زبان انگلیسی، هر کلمه با ترکیبهای خاصی به کار میرود که به آنها Collocation میگویند.

