اسامی مکان های عمومی به انگلیسی

مکان های عمومی به انگلیسی + تلفظ (همراه با فیلم)

مقاله تاریخ به روزرسانی: 1402/12/26 1361
مکان های عمومی به انگلیسی

به هر حال یکی از مهم ترین بخش های یادگیری زبان، استفاده از کلماتی است که در طول روز مدام با آن ها برخورد خواهید داشت؛ در زیر مکان های عمومی رایج به انگلیسی همراه با معادل فارسی و تلفظ آن ها را می خوانیم. تا انتهای این مقاله همراه آموزشگاه زبان انگلیسی ملل باشید.

Library کتابخانه - [ˈlaɪ.brər.i]
Park پارک - [pɑːrk]
Museum موزه - [mjuˈziːəm]
Mall / Shopping Center مرکز خرید - [mɔːl] / [ˈʃɒp.ɪŋ ˈsɛn.tər]
University دانشگاه - [ˌjuː.nɪˈvɜːr.sɪ.ti]
Stadium ورزشگاه - [ˈsteɪ.di.əm]
Cinema / Movie Theater سینما - [ˈsɪn.ə.mə] / [ˈmuː.vi ˈθiː.ə.tər]
Beach ساحل / شاطئ - [biːtʃ]
Supermarket فروشگاه بزرگ - [ˈsuː.pərˌmɑːr.kɪt]
Café / Coffee Shop کافه / کافی شاپ - [ˈkæf.eɪ] / [ˈkɒf.i ʃɒp]
Train Station ایستگاه قطار - [treɪn ˈsteɪ.ʃən]
Gym - باشگاه ورزشی Shopping Mall - مجموعه خرید و تجاری
Synagogue - کنیسه Office Building - ساختمان اداری
City Hall - دیوان شهر Theater - تئاتر
Church - کلیسا Hotel - هتل
Temple - معبد Mosque - مسجد
فروشگاه حیوانات خانگی Garden - باغ
Swimming Pool - استخر شنا Cafeteria - کافه تریا
Gallery - گالری هنری Subway Station - ایستگاه مترو
Laundry - خشکشویی Barbershop - آرایشگاه مردانه

مقاله پیشنهادی: انواع مدل مو به انگلیسی

اسامی مکان های عمومی به انگلیسی

City Hall دفتر شهرداری - [ˈsɪt.i hɔːl]
Police Station ایستگاه پلیس - [pəˈlis ˈsteɪ.ʃən]
Fire Station ایستگاه آتش نشانی - [ˈfaɪr ˈsteɪ.ʃən]
Bus Stop ایستگاه اتوبوس - [bʌs stɒp]
Hospital بیمارستان - [ˈhɒs.pɪ.təl]
Pharmacy داروخانه - [ˈfɑːr.mə.si]
Post Office اداره پست - [poʊst ˈɒf.ɪs]
Zoo باغ وحش - [zuː]
Museum موزه - [mjuˈziːəm]
City Hall دفتر شهرداری - [ˈsɪt.i hɔːl]
Restaurant رستوران - [ˈres.tə.rɒnt]
School مدرسه - [skuːl]
University دانشگاه - [ˌjuː.nɪˈvɜːr.sɪ.ti]
Bank بانک - [bæŋk]
ATM (Automated Teller Machine) خودپرداز - [ˌeɪˌtiːˈem]
Airport فرودگاه - [ˈeə.pɔːrt]
Gas Station / Petrol Station پمپ بنزین - [ɡæs ˈsteɪ.ʃən] / [ˈpɛ.trəl ˈsteɪ.ʃən]
Bus Terminal ترمینال اتوبوس - [bʌs ˈtɜːr.mə.nəl]

نمونه جملات در مورد مکان های عمومی در انگلیسی

استفاده از مکان های عمومی در جملات، از جمله سازی ساده تا پیچیده تر، به کمک واژه ها و عبارات مختلف انجام می شود. به همین منوال در زیر چند نمونه از جملاتی با استفاده از مکان های عمومی به زبان انگلیسی را می خوانید:
1. I went to the airport to catch my flight.
- من به فرودگاه رفتم تا پروازم را بگیرم.
2. She enjoys spending time in the park, especially during sunny days.
- او از وقت گذرانی در پارک لذت می برد، به ویژه در روزهای آفتابی.
3. We had dinner at a nice restaurant last night.
- ما دیشب در یک رستوران خوب شام خوردیم.
4. The nearest bus stop is just around the corner.
- نزدیک ترین ایستگاه اتوبوس فقط در گوشه ی کوچکی قرار دارد.
5. The school organizes field trips for students to visit museums and historical sites.
- مدرسه برای دانش آموزان گشت های میدانی برگزار می کند تا موزه ها و مکان های تاریخی را ببینند.
6. They went to the shopping mall to buy some new clothes.
- آن ها به مرکز خرید رفتند تا لباس های جدیدی بخرند.
7. The police station is just a few blocks away from here.
- ایستگاه پلیس فقط چند خانه دورتر از اینجاست.
8. After visiting the museum, we headed to the nearest coffee shop for a break.
- بعد از بازدید از موزه، به نزدیک ترین کافی شاپ رفتیم تا استراحت کنیم.

مطالعه بیشتر: توصیف مدرسه به انگلیسی

9. Our office is located in the city center, near the main square.
- دفتر ما در مرکز شهر، نزدیک میدان اصلی واقع شده است.
10. They spent the weekend at the beach, enjoying the sun and the sea.
- آن ها آخر هفته را در ساحل گذراندند و از آفتاب و دریا لذت بردند.
در این جملات، مکان های عمومی مثل فرودگاه، پارک، رستوران، ایستگاه اتوبوس، موزه، مرکز خرید، ایستگاه پلیس، کافی شاپ، میدان اصلی، و ساحل در جملات به کار رفته اند. از این نمونه ها می توانید برای ساخت جملات خود بهره ببرید. با تمرین و آشنایی بیشتر با واژگان، می توانید تنوع بیشتری به جملات خود ببخشید.

جملات انگلیسی در مورد حضور در بانک ها

1. I need to go to the bank to deposit some money.
- باید به بانک بروم تا یک مقدار پول واریز کنم.
2. She went to the bank to open a new savings account.
- او به بانک رفت تا یک حساب پس انداز جدید باز کند.
3. We had to visit the bank to apply for a loan.
- ما باید به بانک مراجعه کنیم تا درخواست وام دهیم.
4. The bank was crowded with people waiting in line.
- بانک پر از افرادی بود که در صف انتظار می ایستادند.
5. They provide excellent customer service at that bank.
- آن بانک خدمات بسیار خوبی به مشتریان ارائه می دهد.
6. He needed to withdraw cash from the ATM at the bank.
- او نیاز داشت پول نقد را از خودپرداز بانک بردارد.
7. The bank manager was very helpful and answered all our questions.
- مدیر بانک بسیار مفید بود و به تمام سوالات ما پاسخ داد.
8. They offer various financial services at this bank, including loans and credit cards.
- این بانک خدمات مالی مختلفی ارائه می دهد، شامل وام ها و کارت های اعتباری.
9. I prefer to do my banking online rather than visiting the branch.
- من ترجیح می دهم بانکداری ام را آنلاین انجام دهم تا اینکه به شعبه مراجعه کنم.
10. The bank offers competitive interest rates for savings accounts.
این بانک نرخ سود رقابتی برای حساب های پس انداز ارائه می دهد.

در این جملات، کلمات مرتبط با بانک مانند واریز پول، حساب پس انداز، وام، خودپرداز، خدمات مالی، مدیر بانک و ... به کار رفته اند. این جملات مرتبط با تجربه ها و انجام معاملات مالی در بانک می باشد.
 

اسم مکان های عمومی به انگلیسی

جملات پراستفاده در مورد بیمارستان به انگلیسی

1. I visited my friend at the hospital after her surgery.
- بعد از عمل دوستم به بیمارستان سر زدم.
2. The doctor asked me to go to the hospital for some tests.
- پزشک از من خواست که برای انجام تست هایی به بیمارستان بروم.
3. She was admitted to the hospital due to a high fever.
- به دلیل تب بالا، او به بیمارستان پذیرفته شد.
4. We spent the entire night at the hospital waiting for news about my grandfather's condition.
- کل شب را در بیمارستان سپری کردیم و منتظر خبری از وضعیت پدربزرگم بودیم.
5. The hospital staff was very caring and attentive to the patients' needs.
- کادر بیمارستان بسیار مراقبت کننده و به نیازهای بیماران توجه داشت.
6. The ambulance rushed the injured to the hospital.
- امبولانس مصدومین را با سرعت به بیمارستان انتقال داد.
7. He was discharged from the hospital after recovering from the illness.
- او پس از بهبودی از بیمارستان مرخص شد.
8. The hospital has separate wards for different medical specialties.
- بیمارستان اتاق های جداگانه ای برای تخصص های پزشکی مختلف دارد.
9. The hospital has a well-equipped emergency department to handle critical cases.
- بیمارستان دارای بخش اورژانس با تجهیزات خوبی است که مورد مراقبت های حیاتی قرار می گیرد.
10. Please remember to wear a mask when visiting someone at the hospital to protect against infections.
- لطفاً به یاد داشته باشید که در حضور کسی در بیمارستان ماسک بپوشید تا از عفونت ها محافظت کنید.
در این جملات، کلمات و عبارات مرتبط با بیمارستان مانند جراحی، آزمایش، تب، کادر بیمارستان، امبولانس، بخش اورژانس و ... به کار رفته اند. 

مقاله پیشنهادی: حمام به انگلیسی و لوازم مورد استفاده در حمام + مثال در جمله

مکان های اداری به انگلیسی

Human Resources (HR) - منابع انسانی Finance - مالی
Marketing - بازاریابی Sales - فروش
Information Technology (IT) - فناوری اطلاعات Operations - عملیات
Research and Development (R&D) - تحقیق و توسعه Legal - حقوقی
Customer Service - خدمات مشتریان Production - تولید
Public Relations (PR) - ارتباطات عمومی Supply Chain - زنجیره تأمین
Quality Assurance (QA) - کیفیت و تضمین Logistics - لجستیک
Facilities Management - مدیریت تجهیزات و امور اداری Administration - اداری
Safety and Compliance - ایمنی و پایبندی Purchasing - خرید و تهیه
Training and Development - آموزش و توسعه Office - دفتر
Strategic Planning - برنامه ریزی استراتژیک Cubicle - محوطه ی کوچک در دفتر
Boardroom - اتاق جلسات Conference Room - اتاق کنفرانس
Workstation - ایستگاه کاری Reception - پذیرش
Break Room - اتاق استراحت Lobby - تالار ورودی
Copy Room - اتاق چاپ و کپی Mailroom - اتاق پست

 

مکان های مدرسه به انگلیسی

Classroom - کلاس Gymnasium (Gym) - سالن ورزشی
Cafeteria – محل استراحت اساتید Playground - محل بازی
Auditorium - سالن نمایش Laboratory (Lab) - آزمایشگاه
Principal's Office - دفتر مدیر Teacher's Lounge - اتاق استراحت معلمان
Hallway – راهرو  

 

انواع فروشگاه ها در زبان انگلیسی

Supermarket - فروشگاه زنجیره ای Pharmacy - داروخانه
Department Store - فروشگاه ویژه ی بخش های مختلف Hardware Store - فروشگاه ابزار
Clothing Store - فروشگاه لباس Convenience Store - فروشگاه مبله
Electronics Store - فروشگاه الکترونیک Jewelry Store - جواهرفروشی
Bookstore - کتابفروشی Shoe Store - فروشگاه کفش

 

انواع کسب و کار در انگلیسی

1.    Restaurant - رستوران
3.    Retail Store - فروشگاه خرده فروشی
4.    E-commerce - تجارت الکترونیکی
5.    Consulting Firm - شرکت مشاوره
6.    Manufacturing Company - شرکت تولیدی
7.    IT Services - خدمات فناوری اطلاعات
8.    Real Estate Agency - مشاور املاک
9.    Fitness Center - مرکز ورزشی
10.    Hair Salon - آرایشگاه مو
11.    Photography Studio - استودیو عکاسی
12.    Event Planning Services - خدمات برگزاری مراسم
13.    Food Truck - فودتراک (ون غذا)
14.    Fitness Instructor - مربی ورزشی
15.    Graphic Design Agency - آژانس طراحی گرافیکی
16.    Pet Grooming Salon - سالن زیبایی حیوانات خانگی
17.    Cleaning Services - خدمات تمیزکاری
18.    Art Gallery - گالری هنری
19.    Legal Services - خدمات حقوقی
20.    Music School - مدرسه موسیقی

مکان های تفریحی به انگلیسی

Amusement Park - پارک تفریحی Movie Theater - سینما
Aquarium - آکواریوم Bowling Alley - کوچک ترین میادین بولینگ
Theme Park - پارک موضوعی Arcade - بازی سازی
Water Park - پارک آبی Botanical Garden - باغ گیاه شناسی
Carnival - جشنواره  

مکالمه در مورد افتتاح حساب در بانک به انگلیسی

Customer: Hello, I'd like to open a bank account, please.
مشتری: سلام، خواهش می کنم. می خواهم یک حساب بانکی باز کنم، لطفاً.
Bank Officer: Of course, I'd be happy to assist you with that. Do you have a specific type of account in mind؟
کارمند بانک: البته، با خوشحالی آماده ام به شما کمک کنم. آیا نوع خاصی از حساب را در ذهن دارید؟
Customer: I'm interested in a basic checking account.
مشتری: من به یک حساب جاری ابتدایی علاقه دارم.
Bank Officer: Great! To get started, I'll need some personal information from you. Can I have your full name, please؟
کارمند بانک: عالی! برای شروع، به چند اطلاعات شخصی از شما نیاز دارم. می توانم نام کامل شما را داشته باشم، لطفاً؟
Customer: Certainly, my full name is John Smith.
مشتری: البته، نام کامل من جان اسمیت است.
Bank Officer: Thank you, John. Could you please provide a valid form of identification, such as your driver's license or passport؟
کارمند بانک: متشکرم، جان. آیا لطفاً یک مدرک شناسایی معتبر مانند گواهی رانندگی یا پاسپورت خود را ارائه می کنید؟
Customer: Sure, here's my driver's license.
مشتری: البته، این گواهی رانندگی من است.

مطالعه بیشتر: بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی در تهران

Bank Officer: Perfect, thank you. Just a few more questions: What's your current address?
کارمند بانک: عالی، متشکرم. تنها چند سوال دیگر: آدرس فعلی شما چیست؟
Customer: My current address is 123 Main Street.
مشتری: آدرس فعلی من خیابان اصلی، پلاک 123 است.
Bank Officer: Got it. And finally, would you like to sign up for any additional services, such as online banking or a debit card؟
کارمند بانک: درک می کنم. و در نهایت، آیا مایلید به هیچ خدمات اضافی مانند بانکداری آنلاین یا کارت دبیت مشترک شوید؟
Customer: Yes, I'd like to have both online banking access and a debit card, please.
مشتری: بله، می خواهم هم به بانکداری آنلاین دسترسی داشته باشم و هم یک کارت دبیت، لطفاً.

Bank Officer: Excellent. Thank you for providing all the necessary information, John. Your application will be processed, and you'll receive your account details and welcome package soon.
کارمند بانک: عالی. متشکرم که تمام اطلاعات لازم را ارائه دادید، جان. درخواست شما پردازش خواهد شد، و شما به زودی جزئیات حساب خود و بسته ی خوش آمدگویی خواهید دریافت.
Customer: Thank you, I appreciate your help.
مشتری: متشکرم، از کمک شما قدردانی می کنم.
Bank Officer: You're welcome, John. If you have any further questions, feel free to reach out. Have a great day!
کارمند بانک: خواهش می کنم، جان. اگر سوال دیگری دارید، به آزادی با ما تماس بگیرید. روز خوبی داشته باشید!

 

پیوند کوتاه:
امتیاز بدهید:
1 2 3 4 5
5/5 (8 امتیاز)
نظر خود را وارد کنید
تماس با ما مشاوره رایگان

آموزشگاه زبان ملل: تنها مرکز آموزش تمامی زبان ها در ایران