فعالیتهای حقوقی همیشه نیاز به دانستن اصطلاحات خاص دارد اما اگر بخواهید در فضای بینالمللی فعال باشید، باید با اصطلاحات حقوقی به انگلیسی آشنایی کافی داشته باشید. مثلا به عنوان یک مشاوره حقوقی، تحلیلگر قوانین بینالمللی یا حتی اگر به دنبال آمادهسازی برای مهاجرت به کشورهای انگلیسی زبان باشید، اصطلاحاتی که در ادامه جمعآوری کردهایم میتوانند کمک بزرگی برای شما باشند.
این واژگان مهم و اصطلاحات حقوقی به انگلیسی، کاربرد گستردهای در قراردادها، اسناد رسمی و مکاتبات حقوقی دارند. آشنایی با این واژگان هم درک عمیقتری از مفاهیم حقوقی به شما میدهد، هم توانایی شما در ارتباطات رسمی و تخصصی را افزایش میدهد. اگر علاقهمندید که دانش و مهارتهای خود برای آموزش زبان انگلیسی از صفر بالاتر ببرید، در ادامه همراه ما باشید.
اصطلاحات حقوقی انگلیسی با معنی فارسی
در جدول زیر رایجترین اصطلاحات حقوقی انگلیسی به همراه مثال با معنی فارسی آورده شده است:
| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی | مثال | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|
| Plaintiff | شاکی | The plaintiff filed a lawsuit against the company. | شاکی علیه شرکت اقامه دعوی کرد. |
| Defendant | متهم | The defendant denied all allegations in court. | متهم در دادگاه تمام اتهامات را رد کرد. |
| Breach of Contract | نقض قرارداد | The breach of contract led to a significant financial loss. | نقض قرارداد منجر به ضرر مالی قابل توجهی شد. |
| Force Majeure | فورس ماژور | The contract includes a force majeure clause for unforeseen events. | در قرارداد، بند فورس ماژور برای موارد پیشبینی نشده در نظر گرفته شده است. |
| Arbitration | داوری | Arbitration is often faster than traditional litigation. | داوری اغلب سریعتر از دادرسی سنتی است. |
| Jurisdiction | صلاحیت قضایی | This court does not have jurisdiction over the case. | این دادگاه صلاحیت قضایی برای رسیدگی به این پرونده را ندارد. |
| Confidentiality Agreement | توافقنامه محرمانگی | Employees must sign a confidentiality agreement before starting work. | کارمندان قبل از شروع به کار باید توافقنامه محرمانگی را امضا کنند. |
| Intellectual Property | مالکیت معنوی | Intellectual property laws protect innovations and inventions. | قوانین مالکیت معنوی از نوآوریها و اختراعات محافظت میکنند. |
| Liability | مسئولیت | The company accepted liability for the defective product. | شرکت مسئولیت محصول معیوب را پذیرفت. |
| Settlement | تسویه یا سازش | The parties reached a settlement to avoid going to trial. | طرفین برای جلوگیری از رفتن به دادگاه به توافق رسیدند. |
| Testimony | شهادت | The witness provided testimony that supported the plaintiff's claims. | شاهد شهادتی ارائه داد که ادعاهای شاکی را تأیید میکرد. |
| Subpoena | احضاریه | The court issued a subpoena for the witness to appear. | دادگاه احضاریهای برای شاهد صادر کرد تا در جلسه حاضر شود. |
| Verdict | حکم دادگاه | The jury delivered a unanimous verdict of guilty. | هیئت منصفه به اتفاق آرا حکم به گناهکار بودن متهم داد. |
| Affidavit | اظهارنامه | She submitted an affidavit to support her case. | او برای اثبات ادعای خود، اظهارنامهای ارائه داد. |
| Statute of Limitations | قانون محدودیت زمانی | The case was dismissed due to the statute of limitations. | به دلیل مرور زمان، پرونده مختومه اعلام شد. |
اصطلاحات تخصصی دادگاه و دادرسی به انگلیسی
جدول زیر شامل 15 اصطلاح تخصصی مرتبط با دادگاه و دادرسی به همراه معنی فارسی، مثال و ترجمه است:
| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی | مثال | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|
| Hearing | جلسه رسیدگی | The court scheduled a hearing to review the evidence. | دادگاه جلسه رسیدگی برای بررسی مدارک تعیین کرد. |
| Adjournment | تعویق جلسه | The judge granted an adjournment until next week. | قاضی تعویق جلسه را تا هفته آینده پذیرفت. |
| Contempt of Court | بیاحترامی به دادگاه | He was fined for contempt of court due to his behavior. | او به دلیل رفتار خود به جرم بیاحترامی به دادگاه جریمه شد. |
| Amicus Curiae | دوست دادگاه | An amicus curiae submitted a brief supporting the plaintiff's case. | یک دوست دادگاه خلاصهای از ادعای شاکی را ارائه کرد. |
| Deposition | شهادتنامه | The lawyer took a deposition from the witness before the trial. | وکیل پیش از محاکمه از شاهد شهادتنامه گرفت. |
| Injunction | دستور قضایی | The court issued an injunction to stop the construction. | دادگاه دستور قضایی برای توقف ساختوساز صادر کرد. |
| Precedent | سابقه قضایی | This case sets a new precedent for future rulings. | این پرونده سابقه قضایی جدیدی برای احکام آینده ایجاد میکند. |
| Motion | درخواست قضایی (دادخواست) | The attorney filed a motion to dismiss the case. | وکیل درخواست قضایی برای رد پرونده ارائه کرد. |
| Affirmative Defense | دفاع مثبت | The defendant raised an affirmative defense of self-defense. | متهم دفاع مثبت دفاع از خود را مطرح کرد. |
| Restitution | جبران خسارت | The court ordered restitution to the victims of the fraud. | دادگاه حکم به جبران خسارت به قربانیان کلاهبرداری داد. |
| Summons | احضاریه | A summons was issued requiring the defendant to appear in court. | احضاریهای برای حضور خوانده در دادگاه صادر شد. |
| Voir Dire | انتخاب هیئت منصفه | During voir dire, attorneys questioned potential jurors about their biases. | در حین انتخاب هیئت منصفه، وکلا درباره تعصبات احتمالی اعضا سؤال کردند. |
| Sequestration | قرنطینه هیئت منصفه | The jury was placed under sequestration during the trial. | هیئت منصفه در طول محاکمه تحت قرنطینه قرار گرفت. |
| Default Judgment | حکم پیشفرض | A default judgment was issued because the defendant failed to appear. | به دلیل عدم حضور متهم، حکم غیابی صادر شد. |
| Perjury | شهادت دروغ | He was charged with perjury for lying under oath during the trial. | او به دلیل شهادت دروغ تحت سوگند در طول محاکمه، به شهادت دروغ متهم شد. |
لغات کاربردی قرارداد حقوقی به زبان انگلیسی
این جدول شامل مجموعهای از اصطلاحات کلیدی و پرکاربرد در زمینه قراردادهای حقوقی است که برای درک بهتر مفاهیم قانونی و تنظیم اسناد حقوقی بسیار مفید هستند. این اصطلاحات به توضیح دقیق مفاهیمی مانند تعهدات طرفین، شرایط فسخ، محرمانگی و غرامت کمک میکنند و در قراردادهای مختلف از جمله توافقنامههای تجاری و حقوقی مورد استفاده قرار میگیرند.
همچنین مثالهای ارائه شده برای هر اصطلاح به شما کمک میکند تا کاربرد عملی آنها را بهتر درک کنید:
| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی | مثال | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|
| Parties | طرفین | The contract clearly defines the obligations of both parties. | این قرارداد به وضوح تعهدات هر دو طرف را مشخص میکند. |
| Consideration | ملاحظه | Consideration is an essential element for a valid contract. | ملاحظه، عنصر اساسی برای یک قرارداد معتبر است. |
| Breach | نقض قرارداد | A breach of the confidentiality agreement led to legal action. | نقض توافقنامه محرمانگی منجر به پیگرد قانونی شد. |
| Clause | بند | The non-compete clause prevents the employee from working for a competitor. | بند عدم رقابت، کارمند را از کار کردن برای رقیب منع میکند. |
| Force Majeure Clause | بند فورس ماژور | The force majeure clause covers natural disasters and other unforeseen events. | بند فورس ماژور شامل بلایای طبیعی و دیگر رویدادهای پیشبینینشده است. |
| Termination | فسخ | The contract specifies conditions for early termination. | قرارداد شرایط فسخ زودهنگام را مشخص میکند. |
| Assignment | انتقال قرارداد | The assignment of rights under the contract requires written consent. | انتقال حقوق تحت قرارداد نیاز به رضایت کتبی دارد. |
| Indemnity | غرامت | The indemnity clause protects the company from financial losses. | بند غرامت از شرکت در برابر خسارات مالی محافظت میکند. |
| Confidentiality | محرمانگی | The confidentiality agreement prohibits sharing proprietary information. | توافقنامه محرمانگی به اشتراکگذاری اطلاعات اختصاصی را ممنوع میکند. |
| Jurisdiction Clause | بند صلاحیت قضایی | The jurisdiction clause specifies the court with authority over disputes. | بند صلاحیت قضایی دادگاهی را که اختیار رسیدگی به اختلافات دارد مشخص میکند. |
| Severability | قابلیت تفکیک | The severability clause ensures that invalid terms do not affect the entire contract. | بند قابلیت تفکیک تضمین میکند که شرایط نامعتبر بر کل قرارداد تأثیر نمیگذارد. |
| Waiver | صرف نظر (استقاط) | The waiver of one right does not mean waiving all rights under the agreement. | صرف نظر کردن از یک حق به معنای صرف نظر کردن از تمام حقوق مندرج در توافق نیست. |
| Entire Agreement | کل قرارداد | The entire agreement clause states that this document is the final understanding between parties. | بند کل توافقنامه بیان میکند که این سند، درک نهایی و کامل بین طرفین است. |
| Amendment | اصلاحیه | Any amendment to this contract must be agreed upon in writing. | هرگونه اصلاحیه در این قرارداد باید به صورت کتبی مورد توافق قرار گیرد. |
| Non-Disclosure Agreement | توافقنامه عدم افشا | The non-disclosure agreement prevents employees from sharing sensitive information. | توافقنامه عدم افشا، کارمندان را از به اشتراک گذاشتن اطلاعات حساس منع میکند. |
اصطلاحات حقوق تجارت و شرکتها به انگلیسی
اصطلاحات مرتبط با حقوق تجارت و شرکتها بخش مهمی از زبان تخصصی حقوقی محسوب میشوند که برای فعالیت در حوزه تجارت بینالمللی و مدیریت شرکتها ضروری هستند. این واژگان، زمینه را برای درک بهتر ساختارها، فرایندها و وظایف شرکتها فراهم میکنند و در حوزههایی مانند مدیریت سهامداران، تنظیم قراردادها، حاکمیت شرکتی و سرمایهگذاری مشترک به کار میروند.
آشنایی با این اصطلاحات به افراد کمک میکند تا در مذاکرات تجاری، مدیریت مالی و تصمیمگیریهای کلیدی عملکرد بهتری داشته باشند.
| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی | مثال | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|
| Shareholder | سهامدار | Shareholders have the right to vote on major company decisions. | سهامداران در تصمیمات مهم شرکت حق رأی دارند. |
| Board of Directors | هیئت مدیره | The board of directors approved the company’s new strategy. | هیئت مدیره استراتژی جدید شرکت را تصویب کرد. |
| Merger | ادغام | The two companies announced a merger to strengthen their market position. | دو شرکت اعلام کردند که برای تقویت موقعیت خود در بازار ادغام میشوند. |
| Acquisition | تصاحب | The acquisition of the smaller firm was completed last month. | تصاحب شرکت کوچکتر ماه گذشته تکمیل شد. |
| Subsidiary | شرکت تابعه | The subsidiary operates independently but aligns with the parent company’s goals. | شرکت تابعه به طور مستقل فعالیت میکند اما با اهداف شرکت مادر هماهنگ است. |
| Articles of Association | اساسنامه شرکت | The articles of association outline the rules for running the company. | اساسنامه شرکت قوانین مربوط به اداره شرکت را مشخص میکند. |
| Capital | سرمایه | The company plans to increase its capital through new investments. | شرکت قصد دارد از طریق سرمایهگذاریهای جدید سرمایه خود را افزایش دهد. |
| Dividend | سود سهام | Shareholders received a dividend based on the company’s annual profits. | سهامداران بر اساس سود سالانه شرکت، سود سهام دریافت میکردند. |
| Limited Liability | مسئولیت محدود | Limited liability protects shareholders from personal financial losses. | مسئولیت محدود، سهامداران را از ضررهای مالی شخصی محافظت میکند. |
| Memorandum of Association | اظهارنامه تأسیس شرکت | The memorandum of association is a key document for company registration. | اظهارنامه تأسیس شرکت یکی از اسناد اصلی برای ثبت شرکت است. |
| Corporate Governance | حاکمیت شرکتی | Corporate governance ensures transparency and accountability in business operations. | حاکمیت شرکتی شفافیت و پاسخگویی در عملیات تجاری را تضمین میکند. |
| Joint Venture | سرمایهگذاری مشترک | The two companies formed a joint venture to develop new technologies. | دو شرکت برای توسعه فناوریهای جدید یک سرمایهگذاری مشترک تشکیل دادند. |
| Stakeholder | ذینفع | Stakeholders include employees, customers, and investors. | ذینفعان شامل کارکنان، مشتریان و سرمایهگذاران میشوند. |
| Fiduciary Duty | وظیفه امانتداری | Directors have a fiduciary duty to act in the best interest of the company. | مدیران وظیفه امانتداری دارند که در راستای منافع شرکت عمل کنند. |
| Liquidation | تسویه - انحلال | The company entered liquidation due to financial difficulties. | این شرکت به دلیل مشکلات مالی وارد مرحله انحلال شد. |
واژگان حقوقی در اسناد و مدارک رسمی
واژگان حقوقی در اسناد و مدارک رسمی بهطور ویژهای برای روشنسازی حقوق و تکالیف طرفین و ایجاد اطمینان از رعایت قوانین و مقررات استفاده میشوند. این واژگان نهتنها در قراردادها و اسناد رسمی بلکه در دادخواستها، احکام دادگاه، گواهیها و سایر مستندات حقوقی نیز به کار میروند. این واژگان به دلیل دقت بالا، از ابهامزدایی و تفسیرهای متفاوت جلوگیری میکنند و به حقوق و تعهدات طرفین، بهطور دقیق، اشاره دارند. جدول واژگان حقوقی در اسناد و مدارک رسمی عبارتند از:
| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی | مثال | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|
| Agreement | توافقنامه | The agreement was signed by both parties. | توافقنامه توسط هر دو طرف امضا شد. |
| Arbitration | داوری | The dispute was resolved through arbitration. | اختلاف از طریق داوری حل شد. |
| Breach | نقض قرارداد | The company sued for breach of contract. | شرکت به دلیل نقض قرارداد شکایت کرد. |
| Clause | بند | The contract includes a clause about confidentiality. | قرارداد شامل بندی درباره محرمانگی است. |
| Defendant | متهم | The defendant was found guilty in court. | متهم در دادگاه گناهکار شناخته شد. |
| Indemnity | جبران خسارت - غرامت | The policy includes indemnity against damages. | این بیمه نامه شامل جبران خسارت وارده نیز می شود. |
| Injunction | دستور موقت | The court issued an injunction to stop the construction. | دادگاه دستور موقت برای توقف ساختوساز صادر کرد. |
| Liability | مسئولیت | The company accepts liability for the damages. | شرکت مسئولیت خسارات را پذیرفت. |
| Plaintiff | شاکی | The plaintiff is seeking compensation for damages. | شاکی درخواست جبران خسارات را دارد. |
| Power of Attorney | وکالتنامه | He granted his lawyer a power of attorney to act on his behalf. | او به وکیل خود وکالتنامه داد تا به نمایندگی از او عمل کند. |
| Settlement | توافق نهایی | A settlement was reached after negotiations. | توافق نهایی پس از مذاکرات به دست آمد. |
| Testimony | شهادت | The witness provided testimony in the trial. | شاهد در دادگاه شهادت داد. |
| Tort | جرم | He filed a tort claim for personal injury. | او به دلیل آسیب شخصی، ادعای خسارت جانی کرد. |
| Validity | اعتبار | The validity of the contract was questioned. | اعتبار قرارداد مورد تردید قرار گرفت. |
| Waiver | انصراف | The waiver of rights was signed by both parties. | انصراف از حقوق توسط هر دو طرف امضا شد. |
این واژگان حقوقی بهطور خاص در اسناد قانونی و مدارک رسمی برای ایجاد دقت و شفافیت استفاده میشوند و بهطور معمول در مباحث حقوقی و قضائی در زبان انگلیسی به کار میروند.
اصطلاحات تخصصی حقوق بین الملل به انگلیسی
حقوق بینالملل به مجموعهای از قوانین و اصول گفته میشود که روابط بین کشورها، سازمانها و افراد را تنظیم میکند. این حقوق شامل مسائل مختلفی از جمله حقوق بشر، معاهدات، دیپلماسی و حل اختلافات بینالمللی است. اصطلاحات حقوق بینالملل بهطور خاص در اسناد و معاهدات بینالمللی و محاکم بینالمللی برای شفافیت بیشتر و مدیریت بهتر روابط بینالمللی استفاده میشوند.
| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی | مثال | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|
| Sovereignty | حاکمیت | Each state has sovereignty over its own territory. | هر ایالت بر قلمرو خود حاکمیت دارد. |
| Diplomatic Immunity | مصونیت دیپلماتیک | Diplomats enjoy diplomatic immunity in foreign countries. | دیپلماتها در کشورهای خارجی از مصونیت دیپلماتیک برخوردارند. |
| Treaty | معاهده | The treaty was signed by both nations to ensure peace. | معاهده توسط هر دو کشور برای تضمین صلح امضا شد. |
| Sanctions | تحریمها | Economic sanctions were imposed by the UN. | تحریمهای اقتصادی توسط سازمان ملل اعمال شد. |
| International Court | دیوان بینالمللی | The case was brought before the International Court of Justice. | پرونده به دیوان بینالمللی عدالت ارجاع شد. |
| Humanitarian Law | حقوق بشردوستانه | Humanitarian law protects civilians in armed conflicts. | حقوق بشردوستانه از غیرنظامیان در درگیریهای مسلحانه محافظت میکند. |
| Extradition | استرداد | The country requested the extradition of the suspect. | کشور درخواست استرداد مظنون را کرد. |
| Customary International Law | حقوق عرفی بینالملل | Customary international law is based on consistent state practice. | حقوق عرفی بینالملل مبتنی بر رویه ثابت دولتها است. |
| Jurisdiction | صلاحیت | The court has jurisdiction over international disputes. | دادگاه صلاحیت رسیدگی به اختلافات بینالمللی را دارد. |
| Refugee | پناهنده | Refugees are protected under international conventions. | پناهندگان تحت کنوانسیونهای بینالمللی حمایت میشوند. |
| Arbitration | داوری بینالمللی | The dispute was settled through international arbitration. | اختلاف از طریق داوری بینالمللی حل شد. |
| International Law | حقوق بینالملل | International law governs the relations between states. | حقوق بینالملل روابط بین کشورها را تنظیم میکند. |
| Recognition | بهرسمیتشناسی | Many countries have granted recognition to the new state. | بسیاری از کشورها این کشور جدید را به رسمیت شناختهاند. |
| Non-Intervention | عدم مداخله | The principle of non-intervention is fundamental in international relations. | اصل عدم مداخله، از اصول اساسی در روابط بینالملل است. |
| Diplomatic Relations | روابط دیپلماتیک | Diplomatic relations between the two countries were restored. | روابط دیپلماتیک بین دو کشور از سر گرفته شد. |
این اصطلاحات در زمینه حقوق بینالملل برای تنظیم و مدیریت روابط میانکشوری و رعایت اصول جهانی در قوانین و معاهدات به کار میروند.
اصطلاحات حقوقی انگلیسی به فارسی pdf
برای راحتتر شدن دسترسی شما به مجموعهای جامع از اصطلاحات حقوقی انگلیسی به فارسی، فایل PDF ویژهای تهیه کردهایم و آن را در این مقاله قرار دادهایم. این فایل شامل ترجمه دقیق و کاربردی اصطلاحات پرکاربرد حقوقی است که میتواند برای دانشجویان حقوق، مترجمان، وکلا و علاقهمندان به این حوزه مفید باشد.
چطور میتونم سریع اصطلاحات حقوقی انگلیسی رو یاد بگیرم؟
بهترین روش استفاده از فایلهای دستهبندیشده با ترجمه فارسی و مثال کاربردی هست. فایل PDF این مقاله دقیقاً برای همین هدف طراحی شده.
آیا این اصطلاحات برای آزمونهای رسمی مثل آزمون مترجمی یا آیلتس حقوقی هم کاربرد دارند؟
بله، بسیاری از این اصطلاحات در آزمونهای تخصصی ترجمه، آزمونهای بینالمللی مثل آیلتس حقوقی (Legal IELTS) یا آزمون وکالت زبانمحور مورد استفاده قرار میگیرند.
آیا این فایل برای وکلای حرفهای هم مفید است یا فقط برای دانشجویان میباشد؟
این فایل هم برای دانشجویان مفید است هم برای وکلایی که با پروندههای بینالمللی یا اسناد انگلیسی کار میکنند. چون ساختار علمی و اصطلاحات بهروز و دقیق در اون لحاظ شده است.
