لغات آلمانی سطح a1
مقالات
آلمانی

تمام لغات آلمانی سطح a1

لغات آلمانی سطح a1 کتاب منشن از مبتدی ترین سطوح یادگیری زبان آلمانی است و برای افرادی مناسب است که تازه شروع به یادگیری این زبان کرده اند

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
15 دقیقه
5

یادگیری زبان آلمانی از سطح A1 آغاز می‌شود؛ جایی که با لغات و عبارت‌های ساده و روزمره آشنا می‌شوید. دانستن این واژه‌ها به شما کمک می‌کند تا بتوانید خودتان را معرفی کنید، در موقعیت‌های روزمره صحبت کنید و جملات کوتاه بسازید. در این مطلب مجموعه‌ای از پراستفاده‌ترین لغات آلمانی سطح A1 را به صورت دسته‌بندی شده و همراه با تلفظ و ترجمه فارسی آورده‌ایم تا یادگیری‌تان آسان‌تر و هدفمندتر باشد.

این واژگان به شما کمک می کنند تا در مواقع معمولی روزمره، مثل خرید کردن، جا به جا شدن، تعارف کردن و درک مکالمات ساده دیگران، از زبان آلمانی بهره برید. در این مقاله از آموزشگاه زبان آلمانی ملل همه لغات آلمانی سطح a1 را برای شما جمع آوری کرده ایم.

کلاس زبان آلمانی

لیست لغات مهم آلمانی سطح a1

سطح A1 در زبان آلمانی یکی از مبتدی ترین سطوح یادگیری زبان آلمانی است و برای افرادی مناسب است که تازه شروع به یادگیری این زبان کرده اند یا تنها اندکی تجربه دارند. در این سطح از آموزش زبان آلمانی، شما با اصول و اساس های زبان آلمانی آشنا می شوید و می توانید مهارت های گفتاری و شنیداری ابتدایی خود را تقویت کنید.

کلمه تلفظ فارسی ترجمه فارسی
Hallo هالو سلام
Wie geht’s? وی گیتس حالت چطوره؟
Guten Morgen گوتن مورگن صبح بخیر
Mir geht’s gut میر گیتس گوت حالم خوبه
Guten Tag گوتن تاگ روز بخیر
Danke دانکه ممنون
Guten Abend گوتن آبِنت عصر بخیر
Bitte بیتِه خواهش می‌کنم
Gute Nacht گوتِ نَخت شب بخیر
Ja یا بله
Tschüss چوس خداحافظ
Nein ناین نه
Auf Wiedersehen آوف ویدرزه‌ن خداحافظ (رسمی)
Vielleicht فی‌لایشت شاید
Ich heiße... ایخ هایسه اسم من ... است
Willkommen ویلکومن خوش آمدید
Ich komme aus...   ایخ کومه آوس من اهل ... هستم
 Entschuldigung  انتشولدگونگ  ببخشید
 Woher kommst du?  وُهِر کومست دو  اهل کجایی؟
Kein Problem کاین پروبلم مشکلی نیست
Freut mich فرویت میش خوشوقتم
Wie alt bist du? وی آلت بیست دو چند سالته؟
Gute Reise گوتِ رایزه سفر خوبی داشته باشی
Ich bin ... Jahre alt ایخ بین ... یاره آلت من ... ساله‌ام
Viel Glück فیل گلوک موفق باشی
Schön dich zu sehen شن دیش تسو زِه‌ن خوشحالم دیدمت
Danke schön دانکه شن خیلی ممنون
Wie heißen Sie? وی هایسن زی اسم شما چیست؟ (رسمی)
Es freut mich sehr اس فرویت میش زِر خیلی خوشوقتم
Bis bald بیس بالت به زودی می‌بینمت

 

خدمات پیشنهادی ملل

دریافت مشاوره رایگان
مشاوران ملل مناسب‌ترین مسیر یادگیری زبان را به شما پیشنهاد می‌دهند.

🟩 لغات آلمانی مربوط به خانواده و دوستان

این لغات به شما کمک می‌کنند درباره اعضای خانواده و روابط‌تان با نزدیکان‌تان صحبت کنید. معرفی کردن خانواده و اقوام از اولین قدم‌ها برای شروع مکالمه و شناخت زبان جدیدی مثل آلمانی است.

کلمه آلمانی تلفظ ترجمه فارسی
Familie فامیلیه خانواده
Vater فاتر پدر
Mutter موتر مادر
Eltern اَلتِرن والدین
Sohn زون پسر
Tochter تُختِر دختر
Bruder بروودر برادر
Schwester شِوِستر خواهر
Großvater گروس‌فاتِر پدربزرگ
Großmutter گروس‌موتر مادربزرگ
Onkel اونکِل عمو/دایی
Neffe نِفه برادرزاده (پسر)
Nichte نیشتِه برادرزاده (دختر)
Familie besuchen فامیلیه بزوشن دیدن خانواده
ledig لیدیش مجرد

ادامه کلمات آلمانی مربوط به خانواده و دوستان را ببینید:

کلمه آلمانی تلفظ ترجمه فارسی
Tante تانته عمه/خاله
Cousin کوزَنگ پسرعمو/پسرخاله
Cousine کوزینِه دخترعمو/دخترخاله
Freund فرویند دوست (مذکر)
Freundin فرویندین دوست (مونث)
Ehefrau ایه‌فراو همسر (زن)
Ehemann ایه‌مان همسر (مرد)
Kind کیند کودک
Baby بی‌بی نوزاد
Elternteil اَلتِرن‌تایل یکی از والدین
Schwiegervater ش‌ویگِرفاتر پدرشوهر/پدرزن
Schwiegermutter ش‌ویگِرموتِر مادرشوهر/مادرزن
verheiratet فِرهایراتِت متأهل
zusammen تسوزامن با هم
allein آلاین تنها

 🟩 لغات آلمانی درباره شغل و محل کار

این واژه‌ها برای معرفی شغل خود یا صحبت درباره محیط کار استفاده می‌شوند. سعی کنید با این کلمات، جملات ساده و کاربردی بسازید. مثلا می‌توانید درباره شغل خودتان و دوستان‌تان صحبت کنید.

کلمه آلمانی تلفظ فارسی ترجمه فارسی
Arbeit آربایت کار
Beruf بِروف شغل
Chef شف رئیس
Kollege کولِگه همکار
Büro بیورُ دفتر
Firma فیرما شرکت
Arbeitsplatz آربایتس‌پلاتس محل کار
Lehrer لِرِر معلم
Arzt آرتست دکتر
Verkäufer فِرکویفر فروشنده
Kellner کِلنِر گارسون
Mechaniker مِخانیکِر مکانیک
Pause پاؤزه استراحت
Telefon تلفون تلفن
Kollege treffen کولِگه ترفن دیدن همکار

ادامه این کلمات را ببینید:

کلمه آلمانی تلفظ فارسی ترجمه فارسی
Fahrer فارِر راننده
Student اشتودِنت دانشجو
Ingenieur اینژنیر مهندس
Bauer باوِر کشاورز
Polizist پولیتسیست پلیس
Sekretärin زِکرِتِرین منشی
Friseur فری‌زُر آرایشگر
Verkäuferin فِرکویفرین فروشنده (زن)
arbeiten آربایتن کار کردن
Job یوب شغل
Chefzimmer شف‌تسیمر دفتر مدیر
Termin ترمین قرار ملاقات
Computer کوم‌پیوتِر کامپیوتر
Projekt پرویِکت پروژه
E-Mail ای‌میل ایمیل

منابع آموزشی پیشنهادی

دریافت مشاوره رایگان
مشاوران ملل مناسب‌ترین مسیر یادگیری زبان را به شما پیشنهاد می‌دهند.

🟩 لغات مربوط به زمان و روزهای هفته

برای بیان زمان، برنامه‌ریزی و گفتگو درباره روزها، این لغات بسیار پرکاربرد هستند. ببینید برنامه شخصی‌تان در طول هفته چگونه است و براساس آن، برنامه‌تان را به آلمانی بگویید.

کلمه آلمانی تلفظ فارسی ترجمه فارسی
Montag مونتاگ دوشنبه
Dienstag دینستاگ سه‌شنبه
Mittwoch میت‌وُخ چهارشنبه
Donnerstag دونِرستاک پنج‌شنبه
Freitag فرایتاک جمعه
Samstag زَمس‌تاک شنبه
Sonntag زُنتاک یک‌شنبه
heute هویتِه امروز
morgen مورگن فردا
gestern گِسترن دیروز
Woche وُخه هفته
Monat مونات ماه
Jahr یار سال
Uhr اوئر ساعت
Zeit تسایت زمان

 

کلمه آلمانی تلفظ فارسی ترجمه فارسی
Stunde اشتوندِه ساعت (زمانی)
Datum داتوم تاریخ
Kalender کالِندِر تقویم
jetzt یِتست حالا
bald بالت به زودی
später شپِتِر بعداً
immer ایمر همیشه
manchmal مانش‌مال گاهی
nie نی هرگز
früh فریو زود
spät شپت دیر
morgens مورگِنس صبح‌ها
abends آبِنس عصرها
nachts نَختس شب‌ها
Minute می‌نوتِه دقیقه

🟩 لغات مربوط به مکان و جهت‌ها

در این بخش، لغات و اصطلاحاتی را یاد می‌گیرید که برای توصیف مکان، پرسیدن مسیر و جهت‌یابی در شهر استفاده می‌شوند.

کلمه آلمانی تلفظ فارسی ترجمه فارسی
Stadt اشتات شهر
Dorf دورف روستا
Straße اشتراسه خیابان
Platz پلاتس میدان
Bahnhof بانهوف ایستگاه قطار
Flughafen فلوگ‌هافن فرودگاه
Hotel هوتل هتل
Restaurant رِستوران رستوران
Geschäft گِشِفت مغازه
Supermarkt زوپِرمارکت سوپرمارکت
Apotheke آپوتِکه داروخانه
Krankenhaus کرانکن‌هاوس بیمارستان
Schule شوله مدرسه
Universität یونی‌فِرزی‌تِت دانشگاه
unten اونتِن پایین

 

کلمه آلمانی تلفظ فارسی ترجمه فارسی
Bank بانک بانک
Post پُست اداره پست
Park پارک پارک
Museum موزِئوم موزه
Kino کینو سینما
Kirche کرشه کلیسا
links لینکس چپ
rechts رِشتس راست
geradeaus گِرادِ آوس مستقیم
neben نِبن کنار
vor فور جلو
hinter هینتِر پشت
zwischen تسویشِن بین
oben اُبِن بالا
Richtung ریختونگ جهت

🟩 لغات مربوط به غذا و رستوران

در این بخش با واژگان پرکاربردی آشنا می‌شوید که هنگام سفارش غذا یا صحبت درباره خوراکی‌ها و غذاهای مورد علاقه‌تان به کار می‌روند.

کلمه آلمانی تلفظ فارسی ترجمه فارسی
Essen اَسِن غذا
trinken تْرینکن نوشیدن
Frühstück فریوشتوک صبحانه
Mittagessen میت‌تاگ‌اِسِن ناهار
Abendessen آبِند‌اِسِن شام
Brot بروت نان
Butter بوتِر کره
Käse کِزه پنیر
Milch میلش شیر
Kaffee کافه قهوه
Tee ته چای
Wasser واسِر آب
Saft زافت آبمیوه
Suppe زوپِه سوپ
Rechnung رِشنونگ صورتحساب

کلمات دیگر مرتبط به غذا و رستوران:

کلمه آلمانی تلفظ فارسی ترجمه فارسی
Fleisch فلاش گوشت
Fisch فیش ماهی
Obst اوبست میوه
Gemüse گِمیزِه سبزیجات
Apfel آپفِل سیب
Banane بانانه موز
Orange اورانگه پرتقال
Reis رایس برنج
Zucker تسوکر شکر
Salz زالتس نمک
Pfeffer فِفِر فلفل
Messer مِسِر چاقو
Gabel گابِل چنگال
Löffel لُفِل قاشق
bestellen بِشتِلِن سفارش دادن

 

دریافت مشاوره رایگان
مشاوران ملل مناسب‌ترین مسیر یادگیری زبان را به شما پیشنهاد می‌دهند.

🟩 لغات مربوط به خرید و قیمت

این لغات برای خرید کردن، پرسیدن قیمت و صحبت درباره اجناس مختلف استفاده می‌شوند.

کلمه آلمانی تلفظ فارسی ترجمه فارسی
kaufen کاؤفِن خریدن
verkaufen فِرکاؤفِن فروختن
Preis پرایس قیمت
billig بیلیش ارزان
teuer تویِر گران
Markt مارکت بازار
Supermarkt زوپِرمارکت سوپرمارکت
Geschäft گِشِفت مغازه
Verkäufer فِرکویفِر فروشنده
Kunde کنده مشتری
Angebot آنگِبوت پیشنهاد/تخفیف
bezahlen بِتسالن پرداخت کردن
Geld گِلد پول
Euro اویرو یورو
Schein شاین اسکناس

دیگر چه کلماتی مرتبط با خرید و قیمت داریم؟

کلمه آلمانی تلفظ فارسی ترجمه فارسی
Kleidung کلایدونگ لباس
Größe گروسه سایز
Farbe فَربِه رنگ
Schuhe شوئه کفش
Jacke یاکه کت
Hose هوزه شلوار
Hemd همت پیراهن
Rock روک دامن
Rabatt رابَت تخفیف
Kassenzettel کاسِنتسِتِل فاکتور خرید
öffnen اُفنِن باز بودن
geschlossen گِشلاسِن بسته
einkaufen gehen آین‌کاؤفِن گِیِن خرید رفتن
Münze مینزه سکه
Tasche تاشه کیف

🟩  لغات مربوط به بدن و سلامتی

در این بخش با واژه‌هایی آشنا می‌شوید که برای صحبت درباره بدن، بیماری‌ها و مراجعه به پزشک در زبان آلمانی به کار می‌روند.

کلمه آلمانی تلفظ فارسی ترجمه فارسی
der Kopf در کُپف سر
das Gesicht داس گزیشت صورت
das Auge داس آوگه چشم
das Ohr داس اُر گوش
die Nase دی نازه بینی
der Mund در موند دهان
der Zahn در تسن دندان
der Hals در هالس گلو / گردن
die Schulter دی شولتِر شانه
der Arm در آرم بازو
die Hand دی هند دست
der Finger در فینگِر انگشت
das Bein داس باین پا
das Knie داس کنی زانو
der Fuß در فوس پا (کف پا)

 

کلمه آلمانی تلفظ فارسی ترجمه فارسی
der Bauch در باوخ شکم
die Haut دی هاوت پوست
das Blut داس بلوت خون
krank کرانک بیمار
gesund گزوند سالم
die Krankheit دی کرانک‌هایْت بیماری
der Arzt در آرتست دکتر
die Ärztin دی اَرتستین دکتر (زن)
das Krankenhaus داس کرانکن‌هاوس بیمارستان
die Tablette دی تاب‌لتّه قرص
der Schmerz در شمِرتس درد
die Medizin دی مدیتسین دارو
die Hilfe دی هیلفه کمک
das Herz داس هِرتس قلب
der Rücken در ریکن کمر

🟩 صفات و ضمایر پرکاربرد در سطح A1

در این بخش صفات و ضمایر پرکاربردی را می‌بینید که در جمله‌سازی‌های روزمره ضروری هستند.

کلمه آلمانی تلفظ فارسی ترجمه فارسی
ich ایش من
du دو تو
er اِر او (مذکر)
sie زی او (مونث)
es اس آن
wir ویر ما
ihr ایر شما (جمع)
Sie زی شما (محترمانه)
mein ماین مال من
dein داین مال تو
sein زاین مال او (مذکر)
ihr ایر مال او (مونث)
unser اونزر مال ما
euer اویر مال شما
interessant اینترسَنت جالب

 

کلمه آلمانی تلفظ فارسی ترجمه فارسی
groß گروس بزرگ
klein کلاین کوچک
jung یونگ جوان
alt آلت پیر
schön شن زیبا
hässlich هِس‌لیش زشت
gut گوت خوب
schlecht شلِشت بد
warm وارم گرم
kalt کالت سرد
teuer تویر گران
billig بیلیش ارزان
einfach آین‌فاخ ساده
schwierig شْوی‌ریش سخت
langweilig لَنگ‌وایلِش خسته‌کننده

مقاله آموزشی پیشنهادی

دریافت مشاوره رایگان
مشاوران ملل مناسب‌ترین مسیر یادگیری زبان را به شما پیشنهاد می‌دهند.

🟩 افعال پایه در سطح A1

در این بخش پرکاربردترین افعال آلمانی سطح ابتدایی را می‌بینید که در مکالمات روزانه بسیار ضروری‌اند.

کلمه آلمانی تلفظ فارسی ترجمه فارسی
sein زاین بودن
haben هابن داشتن
gehen گِه‌ن رفتن
kommen کومن آمدن
machen ماخن انجام دادن
essen اِس‌ن خوردن
trinken ترینکن نوشیدن
schlafen شلافن خوابیدن
sprechen شپرِخن صحبت کردن
hören هورن شنیدن
sehen زِه‌ن دیدن
lesen لِزن خواندن
schreiben شْرایبن نوشتن
lernen لِرنن یاد گرفتن
arbeiten آربایتن کار کردن

 

کلمه آلمانی تلفظ فارسی ترجمه فارسی
finden فیندن پیدا کردن
suchen زوخن جست‌وجو کردن
beginnen بگینن شروع کردن
verstehen فِرشتِه‌ن فهمیدن
fragen فراگن سؤال کردن
antworten آنتوورتن پاسخ دادن
arbeiten آربایتن کار کردن
fahren فاهرن رانندگی / سفر کردن
bleiben بلایبن ماندن
bringen برینگن آوردن
wohnen وونن زندگی کردن
spielen شپی‌لِن بازی کردن
kaufen کاؤف‌ن خریدن
lieben لیبن دوست داشتن
helfen هِلفن کمک کردن

نتیجه‌گیری

یادگیری لغات آلمانی در سطح A1، پایه و اساس درک و مکالمه در این زبان است. اگر این واژه‌ها را به صورت موضوعی و با تمرین مداوم یاد بگیرید، به‌ سرعت می‌توانید جملات ساده بسازید و در موقعیت‌های روزمره مثل خرید، احوال‌پرسی یا معرفی خود به‌راحتی صحبت کنید. پیشنهاد می‌شود هر روز چند لغت جدید را همراه با تلفظ صحیح تمرین کنید و در جمله‌های کوتاه به کار ببرید. با استمرار در یادگیری، خیلی زود احساس خواهید کرد که درک و بیان شما در زبان آلمانی بسیار طبیعی‌تر و روان‌تر شده است.

مقالات پیشنهادی

ثبت دیدگاه
دریافت مشاوره رایگان
مشاوران ملل مناسب‌ترین مسیر یادگیری زبان را به شما پیشنهاد می‌دهند.
مشاوره رایگان