اصطلاحات تجاری انگلیسی
مقالات
انگلیسی

اصطلاحات تجاری انگلیسی؛ 120 اصطلاح پرکاربرد

با مهم‌ترین و کاربردی‌ترین اصطلاحات تجاری آشنا شوید. 120 اصطلاح و لغات تجاری انگلیسی از مکالمات کاری و جلسات تا فروش، بازاریابی، امور مالی، مذاکره و تجارت بین‌الملل را در ادامه می‌بینید.

۲۱ مهر ۱۴۰۵
10 دقیقه
4.5

در دنیای کسب‌وکار، گاهی یک اصطلاح کوتاه می‌تواند مسیر یک جلسه را تغییر دهد یا به شما کمک کند پیشنهادتان را حرفه‌ای‌تر مطرح کنید. فرقی نمی‌کند مدیر یک مجموعه باشید، در بخش فروش کار کنید یا به فکر همکاری با شرکت‌های خارجی باشید، آشنایی با اصطلاحات تجاری انگلیسی ارتباط با همکاران و مشتریان را آسان‌تر می‌کند. در ادامه، ۱۲۰ عبارت و لغات تجاری انگلیسی را همراه با معنی و توضیح یاد می‌گیرید تا بتوانید آن‌ها را در موقعیت‌های واقعی به کار ببرید. کلاس زبان انگلیسی که بتواند مباحث تجاری را هم پوشش دهد، می‌تواند برای افرادی که از نظر شغلی نیاز بیشتری به انگلیسی احساس می‌کنند، مناسب باشد.

کلاس زبان انگلیسی

اصطلاحات عمومی کسب‌وکار در زبان انگلیسی

اصطلاحات عمومی کسب‌وکار، پایه ارتباط در محیط‌های حرفه‌ای هستند. این لغات تجاری انگلیسی را در ایمیل‌ها، گزارش‌ها، گفت‌وگوهای کاری و حتی معرفی یک ایده جدید می‌شنوید. یادگیری آن‌ها کمک می‌کند منظور دیگران را سریع‌تر بفهمید و دیدگاه خود را واضح‌تر بیان کنید. برای شروع، لازم نیست همه عبارت‌ها را یک‌جا حفظ کنید. می‌توانید با آموزش رایگان زبان انگلیسی و تمرین روزانه چند اصطلاح، دایره لغات تجاری انگلیسی خود را گسترش دهید.

اصطلاح انگلیسی معنی فارسی توضیح و کاربرد
Business plan طرح کسب‌وکار برنامه‌ای برای اهداف، منابع و مسیر رشد یک کسب‌وکار
Business partner شریک تجاری فرد یا شرکتی که با شما همکاری تجاری دارد
Target market بازار هدف گروهی از مشتریان که محصول برای آن‌ها طراحی شده است
Business strategy راهبرد کسب‌وکار برنامه کلی برای رسیدن به اهداف تجاری
Competitive advantage مزیت رقابتی ویژگی‌ای که یک کسب‌وکار را از رقبا متمایز می‌کند
Market share سهم بازار درصدی از بازار که در اختیار یک شرکت است
Business opportunity فرصت تجاری موقعیتی که امکان رشد یا کسب درآمد ایجاد می‌کند
Value proposition پیشنهاد ارزش دلیلی که نشان می‌دهد چرا مشتری باید محصول شما را انتخاب کند
Decision-making تصمیم‌گیری فرایند انتخاب یک راه از میان چند گزینه
Problem-solving حل مسئله پیدا کردن راه‌حل برای یک مشکل کاری
Business model مدل کسب‌وکار روشی که یک شرکت بر اساس آن ارزش ایجاد می‌کند و درآمد به دست می‌آورد
Key performance indicator (KPI) شاخص کلیدی عملکرد معیاری برای سنجش میزان پیشرفت و عملکرد
Deliverable خروجی قابل تحویل نتیجه مشخصی که باید در پایان یک پروژه ارائه شود
Workflow گردش کار ترتیب مراحل انجام فعالیت‌ها
Productivity بهره‌وری میزان خروجی مفید نسبت به منابع و زمان مصرف‌شده
Growth strategy راهبرد رشد برنامه‌ای برای توسعه کسب‌وکار
دریافت مشاوره رایگان
مشاوران ملل مناسب‌ترین مسیر یادگیری زبان را به شما پیشنهاد می‌دهند.

اصطلاحات جلسات و ارتباطات کاری

بخش مهمی از ارتباطات حرفه‌ای در جلسات، تماس‌ها و گفت‌وگوهای کاری شکل می‌گیرد. در چنین موقعیت‌هایی، دانستن اصطلاحات مناسب به شما کمک می‌کند نظرتان را مطرح کنید، از دیگران سوال بپرسید و درباره تصمیم‌های گروهی صحبت کنید. این عبارت‌ها در جلسات آنلاین و حضوری کاربرد دارند و باعث می‌شوند ارتباط شما طبیعی‌تر باشد. با آموزش زبان انگلیسی آنلاین هم می‌توانید مکالمات کاری را تمرین کنید و برای حضور در جلسات بین‌المللی آماده‌تر شوید.

اصطلاحات جلسات و ارتباطات کاری

عبارت‌های رایج در جلسه

در یک جلسه کاری ممکن است لازم باشد بحثی را شروع کنید، از همکاران نظر بخواهید، با پیشنهادی موافقت کنید یا موضوع را به بخش دیگری ببرید. برای انجام این کارها، حفظ کردن جمله‌های کوتاه و پرکاربرد بسیار مفید است. عبارت‌های زیر به شما کمک می‌کنند بدون اینکه لازم باشد جملات پیچیده‌ای بسازید، منظور خود را بیان کنید. بهتر است هر عبارت را در یک موقعیت واقعی تمرین کنید (منظورمان این است که در ذهن، موقعیت را تصور کنید).

اصطلاح انگلیسی معنی فارسی توضیح و کاربرد
Let's get started. بیایید شروع کنیم. برای آغاز جلسه
Let's get down to business. بیایید سر اصل مطلب برویم. برای شروع بحث اصلی
What's on the agenda? دستور جلسه چیست؟ برای پرسیدن موضوعات جلسه
Let's move on to the next point. به موضوع بعدی برویم. برای تغییر موضوع
I'd like to add something. می‌خواهم نکته‌ای اضافه کنم. برای مطرح کردن نظر جدید
Could you clarify that? ممکن است آن را روشن‌تر توضیح دهید؟ برای رفع ابهام
What do you think? نظر شما چیست؟ برای دریافت نظر دیگران
I agree with you. با شما موافقم. برای اعلام موافقت
I see your point. منظورتان را متوجه می‌شوم. برای نشان دادن درک دیدگاه فرد
I have a different opinion. نظر متفاوتی دارم. برای بیان محترمانه مخالفت
Let's brainstorm some ideas. بیایید چند ایده مطرح کنیم. برای شروع ایده‌پردازی گروهی

اصطلاحات ارتباط با همکاران

ارتباط روزمره با همکاران فقط به جلسات رسمی محدود نمی‌شود. هماهنگی وظایف، درخواست کمک، پیگیری کارها و ارائه بازخورد هم بخشی از زندگی کاری هستند. استفاده از عبارت‌های مناسب کمک می‌کند درخواست‌هایتان روشن و محترمانه باشند و احتمال سوءتفاهم کاهش پیدا کند. این اصطلاحات برای چه افرادی کاربردی هستند؟ برای کسانی که در شرکت‌های بین‌المللی کار می‌کنند یا با همکاران خارجی در ارتباط هستند. آن‌ها را در پیام‌ها، ایمیل‌ها و مکالمات روزمره تمرین کنید.

اصطلاح انگلیسی معنی فارسی توضیح و کاربرد
Keep me posted. من را در جریان بگذارید. برای دریافت به‌روزرسانی
Let me know. به من اطلاع بدهید. برای درخواست اطلاع‌رسانی
I'll get back to you. بعداً به شما پاسخ می‌دهم. وقتی برای پاسخ به زمان نیاز دارید
Could you give me a hand? می‌توانید به من کمک کنید؟ برای درخواست کمک
I'll take care of it. رسیدگی به آن را بر عهده می‌گیرم. برای قبول مسئولیت
Let's touch base. بیایید هماهنگی کوتاهی داشته باشیم. برای پیگیری و تبادل اطلاعات
Thanks for the update. بابت اطلاع‌رسانی ممنونم. برای قدردانی از ارائه اطلاعات جدید
I appreciate your help. از کمکتان قدردانی می‌کنم. برای تشکر حرفه‌ای
Could you send me the file? ممکن است فایل را برایم بفرستید؟ برای درخواست فایل
I'm working on it. دارم روی آن کار می‌کنم. برای اعلام وضعیت کار
I'll keep you in the loop. شما را در جریان امور می‌گذارم. برای وعده اطلاع‌رسانی مستمر
That works for me. برای من مناسب است. برای اعلام موافقت با یک پیشنهاد

اصطلاحات فروش و بازاریابی در زبان انگلیسی

فروش و بازاریابی دو بخش مهم هر کسب‌وکار هستند، اما هرکدام اصطلاحات ویژه خود را دارند. در فروش، بیشتر با مشتری، قیمت‌گذاری، سفارش و تبدیل مخاطب به خریدار سروکار دارید. در بازاریابی، موضوعاتی مانند شناخت بازار، تبلیغات، جذب مخاطب و معرفی محصول اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. آشنایی با این لغات تجاری انگلیسی کمک می‌کند گزارش‌های حرفه‌ای را بهتر بخوانید، عملکرد کمپین‌ها را درک کنید و در گفت‌وگوهای کاری دقیق‌تر صحبت کنید. بیایید نگاهی به مهم‌ترین اصطلاحات فروش و بازاریابی داشته باشیم.

اصطلاحات فروش و بازاریابی در زبان انگلیسی

اصطلاحات فروش

اگر در بخش فروش کار می‌کنید، احتمالاً بارها درباره مشتریان، پیشنهاد قیمت، سفارش و درآمد صحبت می‌کنید. دانستن لغات تجاری انگلیسی مرتبط با فروش کمک می‌کند مکالمات با مشتریان خارجی را بهتر مدیریت کنید و گزارش‌های فروش را راحت‌تر بخوانید. برخی عبارت‌ها به مراحل جذب مشتری اشاره دارند و برخی دیگر برای بیان نتیجه معامله به کار می‌روند. جدول زیر مجموعه‌ای از اصطلاحات کاربردی است که می‌توانید در مکالمات روزمره و گزارش‌های کاری از آن‌ها استفاده کنید.

اصطلاح انگلیسی معنی فارسی توضیح و کاربرد
Sales target هدف فروش میزان فروشی که باید در یک دوره به آن رسید
Sales pitch معرفی متقاعدکننده محصول توضیحی برای ترغیب مشتری به خرید
Lead generation جذب سرنخ فروش شناسایی افراد یا شرکت‌های علاقه‌مند به محصول
Potential customer مشتری بالقوه فردی که ممکن است در آینده خرید کند
Conversion rate نرخ تبدیل درصد افرادی که اقدام مورد نظر را انجام می‌دهند (مثلا تعداد افرادی که از مشاوره به خرید رسیده باشند)
Customer retention حفظ مشتری توانایی کسب‌وکار در نگه داشتن مشتریان
Upselling فروش محصول گران‌تر یا پیشرفته‌تر تشویق مشتری به انتخاب نسخه گران‌تر محصول
Cross-selling فروش مکمل پیشنهاد محصول مرتبط با خرید اصلی
Closing a deal نهایی کردن معامله رسیدن به توافق نهایی برای فروش
Sales revenue درآمد فروش درآمد حاصل از فروش کالا یا خدمات
Purchase order سفارش خرید سند رسمی درخواست خرید کالا یا خدمات
Quotation پیش‌فاکتور یا پیشنهاد قیمت اعلام قیمت و شرایط پیشنهادی به مشتری/ پیشنهاد قیمت
Discount تخفیف کاهش قیمت اصلی محصول یا خدمات
Profit margin حاشیه سود نسبت سود به درآمد فروش، معمولاً به صورت درصد
Customer relationship management (CRM) مدیریت ارتباط با مشتری روش‌ها و ابزارهای مدیریت اطلاعات و تعامل با مشتری

اصطلاحات بازاریابی

بازاریابی به شما کمک می‌کند مخاطبان مناسب را پیدا کنید، نیازهای آن‌ها را بشناسید و محصول یا خدمات خود را با کیفیت بالاتری معرفی کنید. در این حوزه، اصطلاحاتی مانند بازار هدف، هویت برند، کمپین تبلیغاتی و نرخ تعامل کاربرد زیادی دارند. بسیاری از این عبارت‌ها را در ابزارهای دیجیتال مارکتینگ، گزارش‌های شبکه‌های اجتماعی و جلسات برنامه‌ریزی می‌بینید. یادگیری آن‌ها در کنار سایر اصطلاحات تجاری انگلیسی به شما کمک می‌کند عملکرد فعالیت‌های بازاریابی را بهتر تحلیل کنید و درباره نتایج آن‌ها دقیق‌تر حرف بزنید.

اصطلاح انگلیسی معنی فارسی توضیح و کاربرد
Marketing strategy راهبرد بازاریابی برنامه کلی برای رسیدن به اهداف بازاریابی
Brand awareness آگاهی از برند میزان شناخت مخاطبان از یک برند
Target audience مخاطب هدف گروهی که پیام بازاریابی برای آن طراحی شده است
Marketing campaign کمپین بازاریابی مجموعه فعالیت‌های هماهنگ برای رسیدن به هدف مشخص
Content marketing بازاریابی محتوایی جذب مخاطب از طریق محتوای ارزشمند
Digital marketing بازاریابی دیجیتال بازاریابی از طریق کانال‌ها و ابزارهای دیجیتال
Search engine optimization (SEO) بهینه‌سازی برای موتورهای جست‌وجو بهبود دیده شدن صفحات سایت در نتایج جست‌وجو
Call to action (CTA) دعوت به اقدام عبارتی که مخاطب را به انجام کاری مشخص دعوت می‌کند
Engagement rate نرخ تعامل میزان تعامل مخاطبان با محتوا نسبت به یک مبنای مشخص
Brand identity هویت برند ویژگی‌های بصری و کلامی متمایزکننده برند
Customer journey مسیر مشتری مراحلی که مشتری از آشنایی تا خرید و پس از آن طی می‌کند
Market research تحقیقات بازار جمع‌آوری اطلاعات درباره بازار، مشتریان و رقبا
Unique selling proposition (USP) مزیت فروش منحصربه‌فرد ویژگی متمایزی که محصول را از رقبا جدا می‌کند
Email marketing بازاریابی ایمیلی ارتباط بازاریابی با مخاطبان از طریق ایمیل
Influencer marketing بازاریابی از طریق اینفلوئنسرها معرفی محصول با کمک افراد تاثیرگذار

اصطلاحات مالی و اقتصادی در زبان انگلیسی

اصطلاحات مالی و اقتصادی در گزارش‌های شرکت، صورت‌های مالی، بودجه‌بندی و تصمیم‌های سرمایه‌گذاری بسیار دیده می‌شوند. اگر با این عبارات آشنا باشید، تفاوت درآمد، سود، هزینه و جریان نقدی را بهتر درک کنید. این مفاهیم حتی برای افرادی که مستقیماً در بخش مالی کار نمی‌کنند هم مفیدند، چون تصمیم‌های تجاری معمولاً با منابع مالی و هزینه‌ها ارتباط دارند.

اصطلاح انگلیسی معنی فارسی توضیح و کاربرد
Revenue درآمد مبلغ حاصل از فعالیت‌های اصلی کسب‌وکار پیش از کسر هزینه‌ها
Net profit سود خالص مبلغ باقی‌مانده پس از کسر هزینه‌ها و اقلام مربوط
Gross profit سود ناخالص درآمد فروش پس از کسر بهای تمام‌شده کالای فروخته شده
Operating costs هزینه‌های عملیاتی هزینه‌های مربوط به فعالیت روزمره کسب‌وکار
Cash flow جریان نقدی ورود و خروج وجه نقد در یک دوره
Budget بودجه برنامه مالی برای درآمدها و هزینه‌های پیش‌بینی شده
Forecast پیش‌بینی برآورد وضعیت مالی یا اقتصادی آینده
Balance sheet ترازنامه گزارشی از دارایی‌ها، بدهی‌ها و حقوق صاحبان سهام
Income statement صورت سود و زیان گزارشی از درآمدها، هزینه‌ها و سود یا زیان در یک دوره
Assets دارایی‌ها منابع اقتصادی تحت کنترل شرکت
Liabilities بدهی‌ها تعهدات مالی شرکت در برابر دیگران
Equity حقوق صاحبان سهام سهم مالکان از دارایی‌های شرکت پس از کسر بدهی‌ها
Investment سرمایه‌گذاری اختصاص منابع با هدف کسب منفعت در آینده
Capital سرمایه منابع مالی یا دارایی‌های مورد استفاده برای فعالیت اقتصادی
Break-even point نقطه سربه‌سر سطحی از فروش که در آن درآمد و هزینه کل برابرند
Return on investment (ROI) بازگشت سرمایه معیاری برای ارزیابی بازده یک سرمایه‌گذاری نسبت به هزینه آن

اصطلاحات مذاکره و قرارداد در انگلیسی

در مذاکره‌های کاری، انتخاب عبارت مناسب می‌تواند به روشن شدن خواسته‌ها و رسیدن به توافق کمک کند. گاهی لازم است درباره قیمت صحبت کنید، برای تغییر یک شرط پیشنهاد بدهید یا با بخشی از توافق مخالفت کنید.

اصطلاحات مذاکره و قرارداد در انگلیسی

 پس از رسیدن به توافق هم باید از مفاد قرارداد اطمینان حاصل کنید. در این مرحله، تفاوت میان یک پیشنهاد اولیه و تعهد قراردادی اهمیت زیادی دارد. اصطلاحات این بخش برای صاحبان کسب‌وکار، کارشناسان فروش، مدیران و افرادی که با شرکت‌های خارجی همکاری می‌کنند کاربردی هستند.

دریافت مشاوره رایگان
مشاوران ملل مناسب‌ترین مسیر یادگیری زبان را به شما پیشنهاد می‌دهند.

اصطلاحات مذاکره

مذاکره صرفا چانه‌زنی بر سر قرارداد نیست. مذاکره شامل بررسی نیازها، مطرح کردن پیشنهادها، حل اختلاف‌ها و پیدا کردن راه حلی است که طرفین بتوانند آن را بپذیرند. استفاده از عبارت‌های مناسب باعث می‌شود خواسته خود را روشن بیان کنید و در عین حال، لحن حرفه‌ای خود را حفظ کنید. اصطلاحات زیر در جلسات مذاکره، گفت‌وگو با مشتریان و توافق‌های تجاری کاربرد دارند.

اصطلاح انگلیسی معنی فارسی توضیح و کاربرد
Let's make a deal. بیایید به توافق برسیم. برای پیشنهاد نهایی کردن توافق
Reach an agreement به توافق رسیدن زمانی که طرفین بر سر موضوعی موافقت می‌کنند
Make an offer پیشنهاد دادن برای ارائه یک پیشنهاد تجاری
Counteroffer پیشنهاد متقابل پیشنهادی جدید در پاسخ به پیشنهاد طرف مقابل
Negotiate the price مذاکره بر سر قیمت برای بررسی و تغییر قیمت پیشنهادی
Terms and conditions شرایط و ضوابط مجموعه شرایط حاکم بر توافق
Win-win situation موقعیت برد-برد وضعیتی که هر دو طرف از نتیجه سود می‌برند
Find common ground پیدا کردن نقاط مشترک برای یافتن زمینه توافق
Make a concession امتیاز دادن پذیرفتن تغییر یا چشم‌پوشی از بخشی از خواسته‌ها
Meet halfway به توافق میانه رسیدن وقتی هر دو طرف بخشی از خواسته خود را تعدیل می‌کنند

اصطلاحات قرارداد

در قراردادهای تجاری، هر کلمه‌ای که به زبان بیاورید ممکن است بر مسئولیت‌ها، حقوق یا تعهدات طرفین تأثیر بگذارد. پس بهتر است اصطلاحات رایج قرارداد را بشناسید و هنگام مطالعه اسناد انگلیسی، به معنای دقیق آن‌ها توجه کنید. عبارت‌هایی مانند مدت قرارداد، بند محرمانگی و فسخ قرارداد در اسناد مختلف دیده می‌شوند. جدول زیر برای آشنایی اولیه با این اصطلاحات تهیه شده است؛ با این حال، معنی و اثر حقوقی هر بند به متن کامل قرارداد و قانون حاکم بستگی دارد.

اصطلاح انگلیسی معنی فارسی توضیح و کاربرد
Contract قرارداد توافقی که حقوق و تعهدات طرفین را مشخص می‌کند
Agreement توافق‌نامه توافق میان دو یا چند طرف؛ آثار حقوقی آن به شرایط بستگی دارد
Contract terms مفاد قرارداد شرایط و تعهدات مندرج در قرارداد
Clause بند قرارداد بخش مشخصی از متن قرارداد
Confidentiality clause بند محرمانگی بندی برای تعیین نحوه حفاظت از اطلاعات محرمانه
Non-disclosure agreement (NDA) توافق‌نامه عدم افشای اطلاعات توافقی برای محدود کردن افشای اطلاعات مشخص
Breach of contract نقض قرارداد رعایت نکردن تعهدات قراردادی
Termination clause بند خاتمه قرارداد بندی که شرایط پایان قرارداد را مشخص می‌کند
Effective date تاریخ لازم‌الاجرا شدن تاریخی که قرارداد یا مفاد آن از آن زمان اجرا می‌شوند
Expiration date تاریخ انقضا تاریخی که اعتبار قرارداد یا یک مجوز پایان می‌یابد
Renewal تمدید ادامه اعتبار قرارداد برای دوره‌ای دیگر
Liability مسئولیت حقوقی مسئولیتی که ممکن است طبق قرارداد یا قانون ایجاد شود
Indemnification جبران خسارت تعهد به جبران برخی خسارت‌ها یا هزینه‌ها طبق شرایط مربوط
Force majeure قوه قاهره رویدادهای خارج از کنترل طرفین که ممکن است بر اجرای تعهدات اثر بگذارند
Dispute resolution حل ‌و فصل اختلاف روش رسیدگی به اختلاف‌های ناشی از قرارداد

اصطلاحات تجارت بین‌الملل در انگلیسی

در تجارت بین‌الملل، شرکت‌ها با مشتریان، تأمین‌کنندگان و شرکای تجاری کشورهای مختلف همکاری می‌کنند. در این فرآیند، اصطلاحاتی درباره واردات، صادرات، حمل‌ونقل، گمرک، اسناد تجاری و پرداخت‌های بین‌المللی به کار می‌روند. آشنایی با این عبارات کمک می‌کند ایمیل‌های کاری را بهتر درک کنید و درباره سفارش‌ها یا محموله‌ها دقیق‌تر صحبت کنید. فراموش نکنید که بعضی اصطلاحات، مانند Incoterms، معنای تخصصی و قواعد مشخصی دارند، بنابراین موقع استفاده از آن‌ها باید شرایط قرارداد را هم بررسی کنید.

اصطلاح انگلیسی معنی فارسی توضیح و کاربرد
International trade تجارت بین‌الملل خریدوفروش کالا و خدمات میان کشورها
Import واردات خرید کالا یا خدمات از کشور دیگر
Export صادرات فروش کالا یا خدمات به کشور دیگر
Import duty حقوق ورودی عوارض یا مالیات گمرکی مرتبط با واردات، طبق مقررات مربوط
Customs clearance ترخیص گمرکی طی کردن تشریفات لازم برای آزادسازی کالا از گمرک
Bill of lading بارنامه دریایی سند حمل دریایی که دریافت کالا و شرایط حمل را ثبت می‌کند
Commercial invoice فاکتور تجاری سندی شامل اطلاعات کالا، فروشنده، خریدار و مبلغ معامله
Packing list فهرست بسته‌بندی سندی که محتویات، تعداد و مشخصات بسته‌ها را نشان می‌دهد
Certificate of origin گواهی مبدأ سندی که کشور مبدأ کالا را مشخص می‌کند
Letter of credit (L/C) اعتبار اسنادی تعهد بانکی برای پرداخت در صورت رعایت شرایط و ارائه اسناد مقرر
Advance payment پرداخت پیشاپیش پرداخت مبلغ قبل از تحویل کالا یا ارائه خدمت
Open account حساب باز روشی که در آن کالا پیش از پرداخت در اختیار خریدار قرار می‌گیرد
Freight کرایه حمل هزینه حمل کالا
Freight forwarder شرکت یا کارگزار حمل‌ونقل بین‌المللی هماهنگ‌کننده حمل کالا و خدمات مرتبط
Shipment محموله یا ارسال کالا کالاهایی که برای حمل فرستاده می‌شوند یا فرایند ارسال آن‌ها

روش یادگیری اصطلاحات تجاری انگلیسی

برای یادگیری ماندگار اصطلاحات تجاری انگلیسی، بهتر است به جای اینکه یک فهرست طولانی را حفظ کنید، هر عبارت را در یک موقعیت واقعی به کار ببرید. وقتی معنی، کاربرد و لحن مناسب یک اصطلاح را بدانید، استفاده از آن در جلسات و مکاتبات کاری آسان‌تر می‌شود. برای رسیدن به این هدف، چند روش ساده را در برنامه روزانه خود قرار دهید:

  • اصطلاحات را دسته‌بندی کنید: عبارت‌های مربوط به فروش، جلسات و امور مالی را جداگانه یاد بگیرید تا ارتباط میان آن‌ها را بهتر درک کنید.
  • برای هر عبارت مثال بسازید: اصطلاح را در یک جمله مرتبط با شغل یا موقعیت کاری خود به کار ببرید.
  • مکالمه تمرین کنید: با یک دوست یا همکار، جلسه کاری یا مذاکره فرضی برگزار کنید و عبارت‌های جدید را به کار ببرید.
  • ایمیل‌های انگلیسی بخوانید: نمونه ایمیل‌های حرفه‌ای کمک می‌کنند کاربرد طبیعی عبارت‌ها را در متن ببینید.
  • مرور فاصله‌دار داشته باشید: اصطلاحات را در فاصله‌های زمانی مشخص مرور کنید تا بهتر در حافظه بمانند.
  • از اصطلاحات در محیط کار استفاده کنید: هر بار چند عبارت را در پیام، گزارش یا گفت‌وگوی کاری به کار ببرید و به بازخورد دیگران توجه کنید.

دانلود PDF تمام اصطلاحات تجاری انگلیسی

برای مرور آسان‌تر ۱۲۰ اصطلاح تجاری انگلیسی، می‌توانید نسخه PDF این مقاله را تهیه کنید و آن را برای تمرین روزانه، مرور واژگان و استفاده در محیط کار در دسترس داشته باشید.

1

مهم‌ترین اصطلاحات تجاری انگلیسی برای شروع کدام‌اند؟

عبارت‌هایی مانند Business plan (طرح کسب‌وکار)، Deadline (مهلت نهایی)، Target market (بازار هدف)، Reach an agreement (به توافق رسیدن) و Follow up (پیگیری کردن) برای شروع مناسب‌اند. این اصطلاحات در موقعیت‌های کاری متنوعی کاربرد دارند.

2

تفاوت لغات تجاری انگلیسی با اصطلاحات تجاری انگلیسی چیست؟

لغات تجاری معمولاً کلمات مرتبط با کسب‌وکار، مانند Revenue (درآمد) یا Supplier (تأمین‌کننده)، را شامل می‌شوند. اصطلاحات تجاری می‌توانند ترکیب‌های چند کلمه‌ای و عبارت‌های رایج مانند Close a deal (معامله را نهایی کردن) را هم در بر بگیرند. البته این دو دسته به نوعی مکمل یکدیگر هستند.

3

چگونه اصطلاحات تجاری انگلیسی را در مکالمه به کار ببریم؟

بهتر است هر اصطلاح را در یک جمله کامل و متناسب با موقعیت یاد بگیرید. برای مثال، به جای حفظ کردن عبارت Keep me posted، آن را در جمله‌ای مثل Please keep me posted on the project. به معنی «لطفاً من را در جریان وضعیت پروژه بگذارید» تمرین کنید.

4

آیا یادگیری اصطلاحات تجاری انگلیسی برای مکاتبات کاری هم ضروری است؟

بله، آشنایی با این اصطلاحات به شما کمک می‌کند ایمیل‌ها و گزارش‌های کاری را بهتر بنویسید و بخوانید. البته انتخاب عبارت باید با مخاطب، میزان رسمی بودن ارتباط و هدف پیام متناسب باشد. برخی اصطلاحات محاوره‌ای برای قراردادها یا ایمیل‌های بسیار رسمی مناسب نیستند.

5

برای یادگیری اصطلاحات تجاری انگلیسی به چه سطحی از زبان نیاز داریم؟

برای یادگیری عبارت‌های ساده کاری، داشتن دانش مقدماتی زبان انگلیسی کافی است، اما برای مذاکره‌های پیچیده، خواندن قراردادها و بررسی گزارش‌های مالی، به دایره واژگان گسترده‌تر و درک دقیق‌تری از زبان نیاز دارید. بهتر است یادگیری را از عبارت‌های روزمره شروع کنید و به مرور سراغ اصطلاحات تخصصی بروید.

آرتمیس روشن
آرتمیس روشنفارغ‌التحصیل مولتی‌مدیا و علاقه‌مند به یادگیری درباره فرهنگ‌های مختلف است. ادبیات ژاپن و فرانسه، برایش جذاب است. از نظرش نوشتن درباره زبان‌ها و فرهنگ‌ها شروع خلق دنیای جدید است!
نویسنده مقاله

مقالات پیشنهادی

ثبت دیدگاه
اولین نفر باش که نظر میدی
دریافت مشاوره رایگان
مشاوران ملل مناسب‌ترین مسیر یادگیری زبان را به شما پیشنهاد می‌دهند.
مشاوره رایگان