تصور کنید در یک کشور فرانسویزبان هستید و ناگهان دچار سردرد میشوید یا به دارویی نیاز پیدا میکنید. آیا میتوانید به پزشک توضیح دهید چه احساسی دارید؟ میدانید چطور باید وقت ویزیت بگیرید یا درباره نحوه مصرف دارو سؤال کنید؟ برای پاسخ دادن به این سؤالها، لازم نیست تمام لغات تخصصی پزشکی را بدانید، کافی است با تعدادی از عبارتهای پرکاربرد آشنا باشید.
یادگیری اصطلاحات پزشکی به فرانسه به شما کمک میکند در موقعیتهایی مثل سفر، زندگی یا تحصیل در کشورهای فرانسویزبان، نیازهای درمانی خود را بهتر بیان کنید. این واژهها همچنین دایره لغات شما را گسترش میدهند و برای تمرین مکالمه در کلاس زبان فرانسه مفید هستند.
در ادامه، لغات مربوط به اعضای بدن، بیماریها، علائم، مراجعه به پزشک و خرید دارو را همراه با تلفظ تقریبی و معنی فارسی یاد میگیریم. همچنین چند مکالمه کاربردی را بررسی میکنیم تا بتوانید از این اصطلاحات در موقعیتهای واقعی استفاده کنید.
اعضای بدن به زبان فرانسوی
شناخت اعضای بدن به زبان فرانسه، اولین قدم برای یادگیری اصطلاحات پزشکی به فرانسوی است. با یادگیری این واژهها میتوانید محل درد یا آسیب را به پزشک توضیح دهید، مثلاً بگویید سرتان درد میکند یا پایتان آسیب دیده است. در جدول زیر، ۱۰ مورد از اعضای اصلی بدن را معرفی کردهایم. تلفظها تقریبی هستند و برای آشنایی اولیه با واژهها نوشته شدهاند. اگر میخواهید نام قسمتهای بیشتری از بدن، از جمله اندامهای داخلی و بخشهای مختلف صورت را یاد بگیرید، به مقاله اعضای بدن به زبان فرانسه سر بزنید.
| کلمه فرانسوی | تلفظ صوتی | معنی فارسی | مثال فرانسوی | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|---|
| La tête | سر | J’ai mal à la tête. | سردرد دارم. | |
| L’œil | چشم | Mon œil est rouge. | چشمم قرمز است. | |
| L’oreille | گوش | J’ai mal à l’oreille. | گوشم درد میکند. | |
| Le nez | بینی | J’ai le nez bouché. | بینیام گرفته است. | |
| La bouche | دهان | Ouvrez la bouche, s’il vous plaît. | لطفاً دهانتان را باز کنید. | |
| Le cou | گردن | J’ai mal au cou. | گردنم درد میکند. | |
| Le dos | کمر و پشت | J’ai mal au dos. | کمرم درد میکند. | |
| Le bras | بازو و دست | Mon bras me fait mal. | بازویم درد میکند. | |
| La main | دست | Ma main est froide. | دستم سرد است. | |
| La jambe | پا | Ma jambe me fait mal. | پایم درد میکند. |
⭕ نکته: در زبان فرانسه، جنسیت دستوری اسمها اهمیت دارد. برای مثال، la tête مؤنث و le dos مذکر است. بهتر است هر کلمه را همراه با حرف تعریف آن یاد بگیرید. برای اینکه بتوانید دید بهتری از این مسئله داشته باشید، پیشنهاد میکنیم به مقاله تشخیص مذکر و مونث در زبان فرانسه نگاهی بیندازید.
نام بیماریها و علائم به فرانسه
برای توضیح وضعیت سلامتی به زبان فرانسه، باید علاوه بر نام اعضای بدن، علائمی مانند تب، سرفه و تهوع و اسم بیماریهای رایج را هم بدانید. این واژهها به شما کمک میکنند علائم خود را برای پزشک توضیح دهید و توصیههای درمانی را بهتر بفهمید. برای افرادی که در سطح مقدماتی هستند هم، یادگیری اصطلاحات پزشکی به زبان فرانسه دشوار نیست. میتوانید از کلمات ساده درباره این موضوع شروع کنید و کمکم عبارتهای طولانیتر را یاد بگیرید. اگر در کلاس آنلاین زبان فرانسه شرکت میکنید، تمرین این لغات در قالب مکالمه میتواند به تقویت مهارت شنیداری و گفتاری شما کمک کند.
علائم و دردهای رایج
وقتی بیمار میشویم، علائم جسمی اولین چیزی هستند که با آن مواجه میشویم. ممکن است احساس درد، خستگی یا سرگیجه داشته باشید، اما ندانید چطور آن را به فرانسوی بیان کنید. برای توضیح این علائم، بهتر است عبارتهای کوتاه و پرکاربرد را یاد بگیرید. در جدول زیر، مهمترین اصطلاحات پزشکی به فرانسه برای بیان علائم و دردهای رایج را میبینید. جملههای نمونه به شما نشان میدهند هر واژه چگونه در یک موقعیت واقعی استفاده میشود.
| کلمه یا عبارت فرانسوی | تلفظ تقریبی | معنی فارسی | مثال فرانسوی | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|---|
| La douleur | لا دولُق | درد | J’ai une douleur au dos. | در کمرم درد دارم. |
| Le mal de tête | لُ مال دُ تِت | سردرد | J’ai mal à la tête. | سردرد دارم. |
| La fièvre | لا فیِوق | تب | J’ai de la fièvre. | تب دارم. |
| La toux | لا تو | سرفه | J’ai une toux sèche. | سرفه خشک دارم. |
| Le rhume | لُ قیوم | سرماخوردگی | J’ai un rhume. | سرما خوردهام. |
| Le mal de gorge | لُ مَل دُ گُقژ | گلودرد | J’ai mal à la gorge. | گلودرد دارم. |
| Les nausées | لِ نوزه | حالت تهوع | J’ai des nausées. | حالت تهوع دارم. |
| Les vomissements | لِ وُمیسمان | استفراغ | J’ai des vomissements. | استفراغ میکنم. |
| La diarrhée | لا دیاقه | اسهال | J’ai la diarrhée. | اسهال دارم. |
| La constipation | لا کُنستیپاسیون | یبوست | Je souffre de constipation. | از یبوست رنج میبرم. |
| Les vertiges | لِ وِقتیژ | سرگیجه | J’ai des vertiges. | سرگیجه دارم. |
| La fatigue | لا فاتیگ | خستگی | Je ressens une grande fatigue. | احساس خستگی زیادی دارم. |
| L’allergie | لالِقژی | حساسیت | J’ai une allergie au pollen. | به گرده گل حساسیت دارم. |
⭕ نکته کاربردی: برای بیان بسیاری از دردها از ساختار J’ai mal à… به معنی «... من درد میکند» استفاده میشود. برای مثال، J’ai mal au ventre یعنی «شکمدرد دارم. – شکمم درد میکند.»
بیماریهای رایج و خاص به زبان فرانسوی
نام بیماریها در مکالمات اصطلاحات پزشکی به زبان فرانسه اهمیت زیادی دارد. ممکن است پزشک درباره سابقه بیماری شما سؤال کند یا بخواهید توضیح دهید که به بیماری خاصی مبتلا هستید. در این شرایط، دانستن نام بیماریها به فرانسوی به شما کمک میکند منظور خود را روشنتر بیان کنید. در جدول زیر، تعدادی از بیماریهای رایج و چند بیماری مهم دیگر را همراه با تلفظ تقریبی و مثال معرفی کردهایم. توجه کنید که وجود یک علامت لزوماً به معنی ابتلا به بیماری خاصی نیست و تشخیص بیماری بر عهده متخصص است.
| نام بیماری به فرانسوی | تلفظ تقریبی | معنی فارسی | مثال فرانسوی | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|---|
| La grippe | لا گقیپ | آنفلوآنزا | J’ai la grippe. | آنفلوآنزا دارم. |
| La bronchite | لا بقونشی | برونشیت | Il a une bronchite. | او برونشیت دارد. |
| La pneumonie | لا پُنُمُنی | ذاتالریه | La pneumonie nécessite un traitement adapté. | ذاتالریه به درمان مناسب نیاز دارد. |
| L’asthme | لاستْم | آسم | Elle souffre d’asthme. | او به آسم مبتلاست. |
| Le diabète | لُ دیابت | دیابت | Mon père a du diabète. | پدرم دیابت دارد. |
| L’hypertension | لَیپِقتانسیون | فشار خون بالا | Il souffre d’hypertension. | او فشار خون بالا دارد. |
| L’anémie | لانِمی | کمخونی | L’anémie peut provoquer de la fatigue. | کمخونی میتواند باعث خستگی شود. |
| La migraine | لا میگقِن | میگرن | J’ai une migraine. | میگرن دارم. |
| L’arthrite | لَختخیت | التهاب مفاصل | L’arthrite peut causer des douleurs. | التهاب مفاصل میتواند باعث درد شود. |
| L’eczéma | لِگزِما | اگزما | Elle a de l’eczéma. | او اگزما دارد. |
| La varicelle | لا واقسیل | آبله مرغان | L’enfant a la varicelle. | کودک آبلهمرغان دارد. |
| La rougeole | لا قوژول | سرخک | La rougeole est une maladie virale. | سرخک یک بیماری ویروسی است. |
| L’ostéoporose | لوستئوپُقوز | پوکی استخوان | L’ostéoporose fragilise les os. | پوکی استخوان باعث ضعیف شدن استخوانها میشود. |
| L’épilepsie | لِپیلِپسی | صرع | Il est suivi pour l’épilepsie. | او برای صرع تحت مراقبت پزشکی است. |
| L’ulcère | لولسِق | زخم، بهویژه زخم معده | Le médecin suspecte un ulcère. | پزشک به وجود زخم مشکوک است. |
| La conjonctivite | لا کُنژُنکتیویت | التهاب ملتحمه چشم | J’ai une conjonctivite. | دچار التهاب ملتحمه چشم شدهام. |
| L’insomnie | لَنسُمنی | بیخوابی | L’insomnie me fatigue. | بیخوابی مرا خسته میکند. |
| La dépression | لا دِپقِسیون | افسردگی | Elle est suivie pour une dépression. | او برای افسردگی تحت مراقبت است. |
⭕ نکته: از آنجایی که تلفظ کلمات فرانسوی کمی دشوار است و نیاز به دقت دارد، مطالعه مقاله تقویت لهجه فرانسوی با روشهای کاربردی و تمرین تلفظ صحیح میتواند کمک بزرگی برایتان باشد.
اصطلاحات مراجعه به پزشک
وقتی به پزشک مراجعه میکنید، باید بتوانید درباره وقت ویزیت، نوع تخصص پزشک و محل انجام معاینه صحبت کنید. همچنین ممکن است لازم باشد درباره بیمه، پرونده پزشکی یا معرفینامه سوال بپرسید. آشنایی با اصطلاحات پزشکی به فرانسوی در این مواقع باعث میشود ارتباط راحتتری داشته باشید و بهتر متوجه صحبتهای کارکنان درمانی شوید. در این بخش، کلمات مربوط به پزشک و مطب را یاد میگیریم و سپس سراغ اصطلاحاتی میرویم که در زمان معاینه و تشخیص بیماری به کار میروند.
واژگان مربوط به پزشک و مطب
در مطب پزشک، واژههایی مانند پزشک عمومی، متخصص، پرستار و وقت ملاقات را به دفعات میشنوید. بهتر است این کلمات را همراه با جملههای کوتاه تمرین کنید تا هنگام تماس با مطب یا مراجعه حضوری بتوانید از آنها استفاده کنید. جدول زیر شامل واژههای مهمی است که در مراجعه به مراکز درمانی فرانسویزبان به کارتان میآیند.
| واژه فرانسوی | تلفظ تقریبی | معنی فارسی | مثال فرانسوی | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|---|
| Le médecin | لُ مِدسَن | پزشک | Je dois voir le médecin. | باید به پزشک مراجعه کنم. |
| Le médecin généraliste | لُ مِدسَن ژِنِرالیست | پزشک عمومی | Je consulte un médecin généraliste. | به پزشک عمومی مراجعه میکنم. |
| Le spécialiste | لُ سپِسیالیست | پزشک متخصص | Je dois consulter un spécialiste. | باید به پزشک متخصص مراجعه کنم. |
| Le chirurgien | لُ شیقوقژین | جراح | Le chirurgien m’examine. | جراح مرا معاینه میکند. |
| Le dentiste | لُ دُنتیست | دندانپزشک | Je prends rendez-vous chez le dentiste. | از دندانپزشک وقت میگیرم. |
| L’infirmier / L’infirmière | لَنفیقمیه / لَنفیقمیِر | پرستار | L’infirmière prend ma température. | پرستار دمای بدنم را اندازه میگیرد. |
| Le patient / La patiente | لُ پاسیان / لا پاسیانت | بیمار | Le patient attend son tour. | بیمار منتظر نوبت خود است. |
| Le cabinet médical | لُ کابینه مِدیکال | مطب پزشک | Le cabinet médical est près d’ici. | مطب پزشک نزدیک اینجاست. |
| L’hôpital | لوپیتال | بیمارستان | Il est à l’hôpital. | او در بیمارستان است. |
| La clinique | لا کلینیک | کلینیک | Elle travaille dans une clinique. | او در یک کلینیک کار میکند. |
| Le rendez-vous | لُ راندهوو | وقت ملاقات | J’ai un rendez-vous à dix heures. | ساعت ده وقت ملاقات دارم. |
| La salle d’attente | لا سال داتانْت | اتاق انتظار | Attendez dans la salle d’attente. | در اتاق انتظار منتظر بمانید. |
| La réception | لا قِسِپسیون | پذیرش | Je dois passer par la réception. | باید به پذیرش مراجعه کنم. |
| Le dossier médical | لُ دوسی مِدیکال | پرونده پزشکی | Voici mon dossier médical. | این پرونده پزشکی من است. |
| L’assurance maladie | لاسوقانس مالادی | بیمه درمانی | J’ai une assurance maladie. | بیمه درمانی دارم. |
| Les urgences | لِ زوقژانس | بخش اورژانس | Il faut aller aux urgences. | باید به اورژانس برویم. |
| L’ordonnance | لوقدُنانس | نسخه پزشکی | Le médecin me donne une ordonnance. | پزشک برایم نسخه مینویسد. |
اصطلاحات معاینه و تشخیص
در معاینه، پزشک ممکن است درباره علائم، سابقه بیماری و داروهایی که مصرف میکنید سؤال کند. همچنین ممکن است بخواهد دمای بدن، فشار خون یا ضربان قلب شما را اندازه بگیرد. شناخت این اصطلاحات کمک میکند دستورهای پزشک را بهتر بفهمید و هنگام پاسخ دادن دچار سردرگمی نشوید.
| واژه یا عبارت فرانسوی | تلفظ تقریبی | معنی فارسی | مثال فرانسوی | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|---|
| L’examen médical | لِگزامن مِدیکال | معاینه پزشکی | L’examen médical est terminé. | معاینه پزشکی تمام شد. |
| Le diagnostic | لُ دیاگنوستیک | تشخیص پزشکی | Le médecin pose un diagnostic. | پزشک تشخیص میدهد. |
| La température | لا تَمپِقَتور | دما | Je prends votre température. | دمای بدنتان را اندازه میگیرم. |
| La tension artérielle | لا تانسیون آختِقیِل | فشار خون | Je vais mesurer votre tension artérielle. | فشار خونتان را اندازه میگیرم. |
| Le pouls | لُ پولس | نبض | Votre pouls est normal. | نبض شما طبیعی است. |
| Le rythme cardiaque | لُ قیتْم کَقدیاک | ضربان قلب | Le médecin vérifie le rythme cardiaque. | پزشک ضربان قلب را بررسی میکند. |
| La prise de sang | لا پیز دُ سان | خونگیری | Je dois faire une prise de sang. | باید آزمایش خون بدهم. |
| L’analyse de sang | لانالیز دُ سان | آزمایش خون | L’analyse de sang est normale. | آزمایش خون طبیعی است. |
| La radiographie | لا قَدیوگرافی | رادیوگرافی | Je dois passer une radiographie. | باید رادیوگرافی انجام دهم. |
| L’échographie | لِکُگقافی | سونوگرافی | L’échographie est prévue demain. | سونوگرافی برای فردا برنامهریزی شده است. |
| L’IRM | لیق اِم | امآرآی | Le médecin demande une IRM. | پزشک درخواست امآرآی میکند. |
| Le scanner | لُ اِسکانه | سیتیاسکن | Je dois passer un scanner. | باید سیتیاسکن انجام دهم. |
| Le résultat | لُ قِزولتا | نتیجه | Les résultats sont disponibles. | نتایج آماده هستند. |
| Le traitement | لُ تْقِتمـان | درمان | Le traitement commence aujourd’hui. | درمان امروز شروع میشود. |
| Le symptôme | لُ سَمتوم | علامت بیماری | Ce symptôme est fréquent. | این علامت شایع است. |
| La consultation | لا کُنسولْتاسیون | ویزیت و مشاوره پزشکی | La consultation dure vingt minutes. | ویزیت بیست دقیقه طول میکشد. |
| L’allergie médicamenteuse | لالِقژی مِدیکامانتوز | حساسیت دارویی | J’ai une allergie médicamenteuse. | به یک دارو حساسیت دارم. |
| Les antécédents médicaux | لِ زانتِسِدان مِدیکو | سوابق پزشکی | Le médecin demande mes antécédents médicaux. | پزشک درباره سوابق پزشکیام سؤال میکند. |
⭕ نکته: اگر داروی خاصی مصرف میکنید یا سابقه حساسیت دارید، هنگام مراجعه به پزشک حتماً به آن اشاره کنید. نام دارو، مقدار مصرف و نوع حساسیت را تا حد امکان دقیق توضیح دهید. در این مورد دانستن اعداد فرانسوی از 1 تا 1000 میتواند کمک بهسزایی باشد.
اصطلاحات داروخانه به زبان فرانسه
بعد از مراجعه به پزشک، ممکن است لازم باشد داروهای تجویز شده را از داروخانه تهیه کنید. شناخت نام داروها و وسایل پزشکی و همچنین عبارتهای مربوط به نسخه و مقدار مصرف اهمیت زیادی دارد.
برای مثال، اگر به مسکن، چسب زخم یا دماسنج نیاز دارید، میتوانید نام آن را به داروساز بگویید. همچنین اگر دستور مصرف دارو را متوجه نشدید، بهتر است پیش از مصرف درباره مقدار و زمان استفاده سؤال کنید. در ادامه، اصطلاحات پزشکی به فرانسه را که در داروخانه کاربرد دارند، در دو گروه بررسی میکنیم.
نام داروها و وسایل پزشکی
نام داروها و وسایل پزشکی از واژههای کاربردی در مکالمات روزمره هستند. در جدول زیر، تعدادی از داروهای رایج و وسایل لازم برای مراقبتهای اولیه را میبینید. این نامها برای یادگیری زبان هستند و به معنی توصیه به مصرف داروی خاصی نیستند.
| کلمه فرانسوی | تلفظ صوتی | معنی فارسی | مثال فرانسوی | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|---|
| Le médicament | دارو | Je prends ce médicament. | این دارو را مصرف میکنم. | |
| Le paracétamol | استامینوفن | Le médecin m’a prescrit du paracétamol. | پزشک برایم استامینوفن تجویز کرده است. | |
| L’ibuprofène | ایبوپروفن | Ce médicament contient de l’ibuprofène. | این دارو حاوی ایبوپروفن است. | |
| L’antibiotique | آنتیبیوتیک | Le médecin prescrit un antibiotique. | پزشک آنتیبیوتیک تجویز میکند. | |
| L’antihistaminique | داروی آنتیهیستامین | Je prends un antihistaminique contre mon allergie. | برای حساسیت، داروی آنتیهیستامین مصرف میکنم. | |
| Le sirop | شربت دارویی | Ce sirop est pour la toux. | این شربت برای سرفه است. | |
| La pommade | پماد | Appliquez la pommade sur la peau. | پماد را روی پوست بمالید. | |
| La crème | کرم | Cette crème est pour la peau. | این کرم برای پوست است. | |
| Les gouttes | قطره | Ce sont des gouttes pour les yeux. | این قطره چشمی است. | |
| Le comprimé | قرص | Prenez un comprimé. | یک قرص مصرف کنید. | |
| La gélule | کپسول | Le médicament est en gélules. | دارو به شکل کپسول است. | |
| Le pansement | پانسمان، چسب زخم | J’ai besoin d’un pansement. | به چسب زخم نیاز دارم. | |
| Le désinfectant | ضدعفونیکننده | Avez-vous un désinfectant ? | ضدعفونیکننده دارید؟ | |
| Le thermomètre | دماسنج | Où est le thermomètre ? | دماسنج کجاست؟ | |
| Le tensiomètre | دستگاه فشارسنج | Ce tensiomètre mesure la tension. | این دستگاه فشار خون را اندازه میگیرد. | |
| Le masque médical | ماسک پزشکی | Je porte un masque médical. | ماسک پزشکی میزنم. | |
| Les gants médicaux | دستکش پزشکی | Le soignant porte des gants médicaux. | کادر درمان دستکش پزشکی میپوشد. | |
| La seringue | سرنگ | L’infirmière prépare une seringue. | پرستار یک سرنگ آماده میکند. |
نسخه و مصرف دارو
شناخت نام داروها بهتنهایی کافی نیست، باید بتوانید دستور مصرف آنها را هم بفهمید. عباراتی مانند «روزی دو بار»، «قبل از غذا» یا «بعد از غذا» روی نسخه یا برچسب دارو دیده میشوند. آشنایی با این اصطلاحات کمک میکند درباره دستور مصرف سؤال کنید و از برداشت اشتباه جلوگیری کنید. در جدول زیر، واژههای مهم مربوط به نسخه، مقدار مصرف و هشدارهای دارویی را میبینید. دستور واقعی مصرف دارو باید مطابق نسخه پزشک یا راهنمای تأیید شده داروساز باشد.
| کلمه یا عبارت فرانسوی | تلفظ صوتی | معنی فارسی | مثال فرانسوی | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|---|
| La prescription | لا پقِسکریپسیون | تجویز دارو | Voici la prescription du médecin. | این نسخه پزشک است. |
| La dose | لا دوز | مقدار مصرف | Quelle est la dose recommandée ? | مقدار مصرف توصیهشده چقدر است؟ |
| La posologie | لا پوزولوژی | دستور و مقدار مصرف | Je ne comprends pas la posologie. | دستور مصرف را متوجه نمیشوم. |
| Prendre un médicament | پراندر اَن مِدیکامان | دارو مصرف کردن | Je dois prendre ce médicament. | باید این دارو را مصرف کنم. |
| Deux fois par jour | دوآ فوا پَق ژور | روزی دو بار | Prenez ce médicament deux fois par jour. | این دارو را روزی دو بار مصرف کنید. |
| Une fois par jour | اون فوا پَق ژور | روزی یک بار | Je prends ce médicament une fois par jour. | این دارو را روزی یک بار مصرف میکنم. |
| Avant les repas | آوان لِ قُپَ | قبل از وعدههای غذایی | Prenez ce médicament avant les repas. | این دارو را قبل از وعدههای غذایی مصرف کنید. |
| Après les repas | اَپخِ لِ قُپَ | بعد از وعدههای غذایی | Prenez ce médicament après les repas. | این دارو را بعد از وعدههای غذایی مصرف کنید. |
| Pendant le repas | پاندان لُ قُپَ | هنگام غذا خوردن | Prenez le comprimé pendant le repas. | قرص را هنگام غذا خوردن مصرف کنید. |
| À jeun | آ ژَن | ناشتا | Ce médicament se prend à jeun. | این دارو باید ناشتا مصرف شود. |
| Avaler | آواله | بلعیدن | Avalez le comprimé avec de l’eau. | قرص را با آب ببلعید. |
| Dissoudre | دیسودق | حل کردن | Dissolvez le comprimé dans l’eau. | قرص را در آب حل کنید. |
| Les effets secondaires | لِ زِفِ سُگُندِق | عوارض جانبی | Quels sont les effets secondaires? | عوارض جانبی چیست؟ |
| La contre-indication | لا کُنتقَندیکاسیون | مورد منع مصرف | Y a-t-il des contre-indications? | آیا مورد منع مصرفی وجود دارد؟ |
| L’interaction médicamenteuse | لَنتِقاکسیون مِدیکامانتوز | تداخل دارویی | Existe-t-il une interaction médicamenteuse? | آیا تداخل دارویی وجود دارد؟ |
| La date de péremption | لا دات دُ پقَمپسیون | تاریخ انقضا | Vérifiez la date de péremption. | تاریخ انقضا را بررسی کنید. |
| Oublier une dose | اوبلیه اون دوز | فراموش کردن یک نوبت مصرف | J’ai oublié une dose. | یک نوبت مصرف را فراموش کردهام. |
| Renouveler une ordonnance | قِنُوله اون اُقدُنانس | تمدید نسخه | Je voudrais renouveler mon ordonnance. | میخواهم نسخهام را تمدید کنم. |
جملات کاربردی پزشکی به فرانسه
گاهی دانستن تکتک لغات کافی نیست و باید بتوانید آنها را در قالب جمله به کار ببرید. برای مثال، ممکن است بخواهید شدت دردتان را توضیح دهید، درباره عوارض یک دارو سؤال کنید یا بدانید چه زمانی بهبود پیدا میکنید. در چنین مواقعی، یادگیری جملههای آماده میتواند ارتباط با پزشک و داروساز را آسانتر کند. در این بخش، چند عبارت پرکاربرد را در دو موقعیت بررسی میکنیم: شرح علائم به پزشک و پرسیدن درباره درمان. سپس دو مکالمه کوتاه را همراه با ترجمه فارسی میخوانیم تا با کاربرد این جملهها در گفتوگو آشنا شوید.
شرح علائم به پزشک
برای توضیح وضعیت خود به پزشک، میتوانید از جملههای زیر استفاده کنید.
| جمله فرانسوی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Bonjour, docteur. | سلام، دکتر. |
| Je ne me sens pas bien. | حالم خوب نیست. |
| J’ai mal au ventre. | شکمدرد دارم. – شکمم درد میکند. |
| J’ai de la fièvre. | تب دارم. |
| J’ai une toux sèche. | سرفه خشک دارم. |
| Depuis quand avez-vous ces symptômes? | چه مدت است این علائم را دارید؟ |
| Depuis deux jours. | دو روز است. |
| La douleur est forte. | درد شدید است. |
| La douleur est légère. | درد خفیف است. |
| J’ai aussi des nausées. | حالت تهوع هم دارم. |
| Je suis allergique à la pénicilline. | به پنیسیلین حساسیت دارم. |
| Je prends déjà des médicaments. | در حال حاضر دارو مصرف میکنم. |
| Que dois-je faire? | باید چه کار کنم؟ |
| Je ne parle pas très bien français. | من فرانسوی را خیلی خوب صحبت نمیکنم. |
نمونه مکالمه بین بیمار و پزشک
🔹Patient — بیمار
Bonjour, docteur. Je ne me sens pas bien.
🔸سلام، دکتر. حالم خوب نیست.
🔹Médecin — پزشک
Bonjour. Qu’est-ce qui ne va pas?
🔸سلام. چه مشکلی دارید؟
🔹Patient — بیمار
J’ai mal à la tête et j’ai de la fièvre depuis hier.
🔸از دیروز سردرد دارم و تب کردهام.
🔹Médecin — پزشک
Avez-vous aussi une toux?
🔸آیا سرفه هم دارید؟
🔹Patient — بیمار
Non, mais je suis très fatigué(e).
🔸نه، اما خیلی خسته هستم.
🔹Médecin — پزشک
D’accord. Je vais vous examiner.
🔸بسیار خوب. شما را معاینه میکنم.
⭕ نکته: در زبان فرانسه، صفت fatigué برای مرد و fatiguée برای زن نوشته میشود. با این حال، تلفظ این دو شکل در فرانسوی معمولاً یکسان است.
-
مرد: Je suis très fatigué.
-
زن: Je suis très fatigue.
پرسیدن درباره درمان
پس از معاینه، ممکن است بخواهید درباره داروی تجویز شده، مدت درمان یا عوارض احتمالی آن اطلاعات بیشتری بگیرید. اگر توصیه پزشک را متوجه نشدید، اینکه دوباره بخواهید که توضیح بدهند کاملاً طبیعی است. جملههای زیر برای پرسیدن سؤالهای ساده و مهم درباره درمان کاربرد دارند.
| جمله فرانسوی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Quel est le traitement? | درمان چیست؟ |
| De quels médicaments ai-je besoin? | به چه داروهایی نیاز دارم؟ |
| Comment dois-je prendre ce médicament? | باید این دارو را چگونه مصرف کنم؟ |
| Combien de fois par jour? | روزی چند بار؟ |
| Dois-je le prendre avant ou après les repas? | باید آن را قبل از غذا مصرف کنم یا بعد از غذا؟ |
| Pendant combien de jours? | به مدت چند روز؟ |
| Quels sont les effets secondaires? | عوارض جانبی چیست؟ |
| Ce médicament provoque-t-il de la somnolence? | آیا این دارو باعث خوابآلودگی میشود؟ |
| Puis-je prendre ce médicament avec mes autres médicaments? | آیا میتوانم این دارو را همراه با داروهای دیگر مصرف کنم؟ |
| Quand vais-je me sentir mieux? | چه زمانی حالم بهتر میشود؟ |
| Dois-je revenir pour une consultation? | آیا باید برای ویزیت دوباره مراجعه کنم؟ |
| Y a-t-il des précautions à prendre? | آیا باید نکات احتیاطی خاصی را رعایت کنم؟ |
| Pouvez-vous répéter, s’il vous plaît? | لطفاً میتوانید تکرار کنید؟ |
| Pouvez-vous parler plus lentement? | میتوانید آهستهتر صحبت کنید؟ |
نمونه مکالمه بین بیمار و پزشک
🔹Patient — بیمار
Docteur, comment dois-je prendre ce médicament?
🔸دکتر، باید این دارو را چگونه مصرف کنم؟
🔹Médecin — پزشک
Suivez la posologie indiquée sur l’ordonnance.
🔸طبق دستور مصرف نوشته شده در نسخه عمل کنید.
🔹Patient — بیمار
Quels sont les effets secondaires possibles?
🔸عوارض جانبی احتمالی چیست؟
🔹Médecin — پزشک
Certains effets secondaires sont possibles. Lisez la notice et contactez-moi si vous avez un problème.
🔸بعضی عوارض جانبی ممکن است رخ دهند. بروشور دارو را بخوانید و اگر مشکلی داشتید، با من تماس بگیرید.
🔹Patient — بیمار
D’accord, merci, docteur.
🔸بسیار خوب، ممنونم، دکتر.

