فعل lassen در آلمانی؛ کاربرد و ساختار
مقالات
آلمانی

فعل lassen در آلمانی؛ کاربرد و ساختار

فعل lassen در آلمانی یکی از افعال پرکاربرد و چند معنایی است. در این مقاله با صرف فعل lassen، کاربردهای مختلف، ساختار آن با افعال دیگر و مثال‌های روزمره آن به زبان ساده آشنا می‌شوید.

۶ مهر ۱۴۰۵
8 دقیقه
5

اگر به تازگی با زبان آلمانی آشنا شده باشید هم احتمالاً بارها با فعل lassen روبه‌رو شده‌اید. این فعل یکی از افعال مهم و پرکاربرد آلمانی است و بسته به ساختار جمله می‌تواند مفهوم و معنایی مثل «اجازه دادن»، «رها کردن»، «باقی گذاشتن» یا «کاری را به دیگری سپردن» داشته باشد. به همین دلیل، شناخت کاربردهای مختلف آن برای زبان‌آموزان اهمیت زیادی دارد. در کلاس زبان آلمانی هم lassen معمولاً از مباحث مهم گرامری است که با مثال‌های متعدد آموزش داده می‌شود. در آموزش آنلاین زبان آلمانی هم یادگیری درست این فعل می‌تواند به درک بهتر بسیاری از جمله‌های روزمره کمک کند.

کلاس زبان آلمانی

فعل lassen در آلمانی چیست؟

Lassen یکی از افعال مهم زبان آلمانی است که چند کاربرد متفاوت دارد و در جمله می‌تواند معانی مختلفی ایجاد کند. این فعل در بعضی ساختارها به تنهایی به کار می‌رود و در برخی دیگر همراه با یک فعل مصدر قرار می‌گیرد.

Lassen برخلاف افعال با قاعده در زبان آلمانی، اتفاقا در دسته افعال بی قاعده زبان آلمانی قرار می‌گیرد و شکل آن در بعضی زمان‌ها تغییر می‌کند. مهم‌ترین شکل‌های آن عبارت‌اند از:

🔹lassen: شکل مصدر

🔹lässt: برای er، sie و es در زمان حال

🔹ließ: شکل گذشته ساده

🔹gelassen: اسم مفعول

🔰 یکی از نکات مهم درباره lassen این است که نباید برای آن فقط یک معنی ثابت در نظر گرفت. معنی دقیق آن به ساختار و کلماتی که در جمله کنار آن قرار گرفته‌اند بستگی دارد.

صرف فعل lassen

فعل lassen در زمان حال صرف خاصی دارد و به ‌خصوص در سوم شخص مفرد، شکل آن از lassen به lässt تغییر می‌کند.

ضمیر صرف lassen ترجمه
ich lasse من اجازه می‌دهم / رها می‌کنم
du lässt تو اجازه می‌دهی / رها می‌کنی
er lässt او اجازه می‌دهد / رها می‌کند
sie lässt او اجازه می‌دهد / رها می‌کند
es lässt آن اجازه می‌دهد / رها می‌کند
wir lassen ما اجازه می‌دهیم / رها می‌کنیم
ihr lasst شما اجازه می‌دهید / رها می‌کنید
sie lassen آنها اجازه می‌دهند / رها می‌کنند
Sie lassen شما اجازه می‌دهید / رها می‌کنید

شکل lassen در گذشته

در زمان گذشته ساده، lassen به شکل ließ صرف می‌شود. در زمان Perfekt هم از شکل gelassen استفاده می‌کنیم.

ضمیر Präteritum ترجمه
ich ließ من اجازه دادم / رها کردم
du ließt تو اجازه دادی / رها کردی
er ließ او اجازه داد / رها کرد
sie ließ او اجازه داد / رها کرد
es ließ آن اجازه داد / رها کرد
wir ließen ما اجازه دادیم / رها کردیم
ihr ließt شما اجازه دادید / رها کردید
sie ließen آنها اجازه دادند / رها کردند
Sie ließen شما اجازه دادید / رها کردید

🔰 نکته: در زمان Perfekt، صرف فعل کمکی haben انجام می‌شود:

🔹Ich habe ihn gehen lassen.

🔸من به او اجازه دادم برود.

کاربردهای اصلی lassen

فعل lassen بسته به ساختار جمله کاربردهای مختلفی دارد. برای یادگیری بهتر، بهتر است هر کاربرد را جداگانه یاد بگیرید. این فعل می‌تواند برای اجازه دادن به شخصی، رها کردن یا باقی گذاشتن چیزی، متوقف کردن یک کار و همچنین انجام دادن کاری توسط فرد دیگری استفاده شود. یکی از مهم‌ترین نکات این است که در کاربرد سببی، lassen معمولاً همراه با یک فعل دیگر می‌آید. بنابراین نباید هر جمله‌ای که در آن lassen دیده می‌شود را به یک شکل ترجمه کرد. توجه به فعل همراه و ساختار جمله، معنی دقیق را مشخص می‌کند.

اجازه دادن

یکی از کاربردهای lassen، بیان مفهوم اجازه دادن است. در این حالت، شخصی اجازه می‌دهد فرد دیگری کاری را انجام دهد. این ساختار در مکالمات روزمره بسیار استفاده می‌شود.

فرمول ساخت:

فاعل + lassen + مفعول + فعل مصدر

🔰 در این ساختار، فعل دوم به صورت مصدر و معمولاً در انتهای جمله قرار می‌گیرد.

مثال‌هایی از این ساختار را ببینید:

🔹Ich lasse meinen Sohn spielen.

🔸من به پسرم اجازه می‌دهم بازی کند.

🔹Lässt du mich gehen?

🔸اجازه می‌دهی بروم؟

🔹Die Mutter lässt das Kind draußen spielen.

🔸مادر به کودک اجازه می‌دهد بیرون بازی کند.

🔹Der Lehrer lässt uns eine Pause machen.

🔸معلم به ما اجازه می‌دهد استراحت کنیم.

🔹Sie lässt ihre Tochter allein ausgehen.

🔸او به دخترش اجازه می‌دهد به تنهایی بیرون برود.

انجام کاری توسط دیگری

Lassen می‌تواند برای بیان این مفهوم استفاده شود که شخصی کاری را به فرد دیگری می‌سپارد تا او آن را انجام دهد. در این کاربرد، فرد مورد نظر خودش کار را انجام نمی‌دهد، بلکه باعث می‌شود شخص دیگری آن را انجام دهد.

فرمول ساخت

فاعل + lassen + مفعول + فعل مصدر

به مثال‌ها دقت کنید:

🔹Ich lasse mein Auto reparieren.

🔸من ماشینم را تعمیر می‌کنم/می‌دهم تعمیر کنند.

🔹Sie lässt ihre Haare schneiden.

🔸او موهایش را کوتاه می‌کند/می‌دهد موهایش را کوتاه کنند.

🔹Wir lassen das Haus renovieren.

🔸ما خانه را بازسازی می‌کنیم/می‌دهیم خانه را بازسازی کنند.

🔹Er lässt seinen Computer reparieren.

🔸او کامپیوترش را تعمیر می‌کند/می‌دهد تعمیرش کنند.

🔹Ich lasse einen Brief schreiben.

🔸من می‌دهم یک نامه نوشته شود.

🔰 نکته مهم: در این کاربرد، lassen معنای سببی دارد، یعنی فاعل باعث انجام یک کار توسط فرد دیگری می‌شود.

چیزی را رها کردن یا باقی گذاشتن

Lassen همیشه به معنی «اجازه دادن» نیست. گاهی این فعل به معنی رها کردن، گذاشتن یا باقی گذاشتن چیزی در جایی به کار می‌رود. در این کاربرد، معمولاً lassen بدون فعل دوم استفاده می‌شود.

فرمول ساده

فاعل + lassen + مفعول + مکان/قید

مثال‌ها:

🔹Ich lasse mein Handy auf dem Tisch.

🔸من تلفن همراهم را روی میز می‌گذارم.

🔹Lass die Tür offen.

🔸در را باز بگذار.

🔹Er lässt das Buch im Auto.

🔸او کتاب را در ماشین می‌گذارد.

🔹Bitte lass das Fenster zu.

🔸لطفاً پنجره را بسته بگذار.

🔹Sie lässt ihre Tasche im Büro.

🔸او کیفش را در دفتر می‌گذارد.

🔰 در اینجا باید دقت کنید که lassen به تنهایی با کاربرد سببی آن متفاوت است. وقتی می‌گوییم:

🔹Ich lasse mein Auto in der Garage.

🔸یعنی: ماشینم را در گاراژ می‌گذارم.

اما:

🔹Ich lasse mein Auto reparieren.

🔸یعنی: ماشینم را می‌دهم تعمیر کنند.

🔰 در جمله دوم، فعل reparieren نشان می‌دهد که ساختار سببی داریم.

دست کشیدن از انجام کاری

Lassen در بعضی جمله‌ها برای بیان مفهوم دست کشیدن از یک کار یا متوقف کردن آن هم استفاده می‌شود. یکی از ساختارهای رایج در این کاربرد، etwas lassen است. فرمول:

فاعل + lassen + مفعول

یا در برخی عبارت‌ها:

Lass + ...!

این مثال‌ها را ببینید:

🔹Lass das!

🔸این کار را بس کن!

🔹Lass mich in Ruhe!

🔸مرا به حال خودم بگذار!

🔹Ich lasse das Rauchen.

🔸سیگار کشیدن را ترک می‌کنم.

🔹Lass den Unsinn!

🔸این کار بیهوده را بس کن!

🔹Er lässt das Trinken.

🔸او نوشیدن الکل را ترک می‌کند.

ساختار lassen با افعال دیگر

یکی از مهم‌ترین کاربردهای lassen زمانی است که همراه با یک فعل دیگر به کار می‌رود. در این حالت، فعل دوم معمولاً به شکل Infinitiv یعنی مصدر قرار می‌گیرد. به زبان ساده، lassen صرف می‌شود، اما فعل دوم صرف نمی‌شود و به صورت مصدر در انتهای جمله می‌آید. برای مثال:

🔹Ich lasse ihn arbeiten.

🔸من به او اجازه می‌دهم کار کند.

🔰 در این جمله lasse فعل صرف شده است و arbeiten به شکل مصدر آمده است.

 

ساختار کلی را می‌توان این‌طور به خاطر سپرد:

فاعل + lassen صرف شده + مفعول + فعل مصدر

اگر lassen در جمله اصلی صرف شده باشد، فعل دیگر به انتهای جمله می‌رود. در زمان‌های خاص مانند Perfekt هم ساختار می‌تواند کمی متفاوت شود و به جای Partizip II فعل دوم، از مصدر استفاده شود.

lassen + Infinitiv

وقتی lassen همراه با یک فعل دیگر می‌آید، فعل دوم معمولاً به شکل Infinitiv استفاده می‌شود. این ساختار می‌تواند معنی «اجازه دادن»، «باعث شدن» یا «کاری را توسط دیگری انجام دادن» داشته باشد. به عبارات زیر دقت کنید:

🔹Ich lasse ihn gehen.

🔸من به او اجازه می‌دهم برود.

🔹Sie lässt ihr Kind schlafen.

🔸او اجازه می‌دهد فرزندش بخوابد.

🔹Wir lassen das Auto reparieren.

🔸ما ماشین را می‌دهیم تعمیر کنند.

🔹Er lässt seine Schwester sprechen.

🔸او اجازه می‌دهد خواهرش صحبت کند.

🔹Der Chef lässt die Mitarbeiter arbeiten.

🔸رئیس به کارمندان اجازه می‌دهد کار کنند.

Lassen با فعل کمکی

در زمان‌هایی مانند Perfekt، lassen می‌تواند همراه با فعل کمکی haben و یک فعل دیگر بیاید. اگر lassen همراه با یک فعل مصدر دیگر استفاده شود، ساختار خاصی شکل می‌گیرد که در زبان آلمانی به آن Ersatzinfinitiv هم گفته می‌شود.

برای مثال:

🔹Ich habe ihn gehen lassen.

🔸من به او اجازه دادم برود.

در این جمله به جای استفاده از gelassen، خودِ مصدر lassen آمده است.

مثال‌ها:

🔹Ich habe ihn gehen lassen.

🔸من به او اجازه دادم برود.

🔹Sie hat das Auto reparieren lassen.

🔸او ماشین را داده است تعمیر کنند.

🔹Wir haben die Kinder spielen lassen.

🔸ما به بچه‌ها اجازه دادیم بازی کنند.

🔹Er hat seine Haare schneiden lassen.

🔸او موهایش را داده است کوتاه کنند.

🔹Der Lehrer hat uns früher gehen lassen.

🔸معلم به ما اجازه داد زودتر برویم.

Lassen در جمله‌های روزمره

همان‌طور که دیدید از Lassen در مکالمات روزمره و عبارت‌های کوتاه بسیار استفاده می‌کنیم. یادگیری این عبارت‌ها کمک می‌کند هنگام صحبت کردن، جمله‌های طبیعی‌تری بسازید.

جمله آلمانی ترجمه
Lass mich! ولم کن! / بگذار!
Lass mich in Ruhe! مرا به حال خودم بگذار!
Lass das! این کار را بس کن!
Lass uns gehen! بیا برویم!
Lass uns anfangen! بیا شروع کنیم!
Lass es sein! بی‌خیالش شو!
Lass ihn schlafen. بگذار او بخوابد.
Lass die Tür offen. در را باز بگذار.

تفاوت lassen و erlauben

هر دو فعل lassen و erlauben می‌توانند مفهوم «اجازه دادن» داشته باشند، اما ساختار و کاربردشان دقیقاً یکسان نیست. Erlauben معمولاً مستقیم‌تر و رسمی‌تر است و اغلب با ساختار jemandem etwas erlauben به کار می‌رود.  Lassen در مکالمه بسیار رایج است و معمولاً با مصدر همراه می‌شود.

جمله آلمانی ترجمه
Ich erlaube ihm zu gehen. به او اجازه می‌دهم برود.
Ich lasse ihn gehen. به او اجازه می‌دهم برود.
Der Lehrer erlaubt uns, früher zu gehen. معلم به ما اجازه می‌دهد زودتر برویم.
Der Lehrer lässt uns früher gehen. معلم به ما اجازه می‌دهد زودتر برویم.

🔰 نکته:
erlauben بیشتر روی «دادن اجازه» تأکید دارد، در حالی که lassen می‌تواند علاوه بر اجازه دادن، مفاهیمی مانند «واداشتن/باعث شدن»، «سپردن کاری به دیگری» یا «رها کردن» را هم منتقل کند.

اشتباهات رایج در استفاده از lassen

چند اشتباه در استفاده از lassen بین زبان‌آموزان بسیار رایج است:

اشتباه در جایگاه فعل مصدر

نباید فراموش کنید که وقتی lassen با فعل دیگری استفاده می‌شود، فعل دوم معمولاً به شکل مصدر در انتهای جمله قرار می‌گیرد.

❌ Ich lasse gehen ihn.
✅ Ich lasse ihn gehen.

🔸من به او اجازه می‌دهم برود.

فراموش کردن صرف lassen

lassen باید بر اساس فاعل صرف شود.

❌ Er lassen mich gehen.
✅ Er lässt mich gehen.

اشتباه گرفتن lassen با ساختار سببی

هر جا lassen دیدید، لزوماً ساختار سببی نداریم.

🔹Ich lasse das Buch auf dem Tisch.

🔸کتاب را روی میز می‌گذارم.

🔹Ich lasse das Buch reparieren.

🔸کتاب را می‌دهم تعمیر کنند.

4.  اشتباه در ساختار جمله با Modalverb
وقتی lassen با فعل مدال می‌آید، باید به جای Partizip II از ساختار مصدرها استفاده کنید.

🔹Ich muss ihn gehen lassen.

🔸من باید به او اجازه بدهم برود.

5.  ترجمه تحت‌اللفظی lassen در تمام جمله‌ها
lassen یک معنی ثابت ندارد. بسته به جمله ممکن است «اجازه دادن»، «رها کردن»، «گذاشتن»، «ترک کردن» یا «سپردن کاری به دیگری» معنی بدهد. بنابراین همیشه باید کل ساختار جمله را در نظر بگیرید.

جمع‌بندی

فعل lassen یکی از مهم‌ترین افعال زبان آلمانی است که کاربردهای متنوعی دارد. اگر بخواهیم آن را ساده به خاطر بسپاریم، باید بدانیم که lassen می‌تواند برای اجازه دادن، رها کردن یا باقی گذاشتن چیزی، متوقف کردن یک کار و انجام کاری توسط فرد دیگر استفاده شود.

نکته مهم این است که معنی lassen را از روی خود فعل حدس نزنید، بلکه به ساختار جمله و فعل‌های همراه آن توجه کنید. مخصوصاً در ساختار lassen + Infinitiv، جایگاه فعل مصدر را به خاطر بسپارید. با تمرین مثال‌های روزمره، استفاده از این فعل خیلی سریع برایتان طبیعی‌تر خواهد شد.

تمرین برای یادگیری بهتر فعل lassen

کدام گزینه شکل درست جمله را نشان می‌دهد؟

معنی جمله Lass mich in Ruhe! چیست؟

کدام گزینه برای «او ماشینش را می‌دهد تعمیر کنند» درست است؟

شکل سوم شخص مفرد lassen در زمان حال کدام است؟

کدام گزینه معنی «در را باز بگذار» را می‌دهد؟

کدام گزینه شکل درست جمله در Perfekt است؟

کدام جمله معنی «به بچه‌ها اجازه می‌دهم بازی کنند» دارد؟

شکل گذشته ساده lassen برای «ich» کدام است؟

در جمله Ich muss ihn gehen lassen، چرا lassen به صورت مصدر آمده است؟

کدام جمله نشان‌دهنده کاربرد سببی lassen است؟

1

فعل lassen در آلمانی چه معنی دارد؟

Lassen یک فعل با چند معنا است و بسته به ساختار جمله می‌تواند معنی‌هایی مانند «اجازه دادن»، «رها کردن»، «باقی گذاشتن»، «ترک کردن» یا «کاری را به دیگری سپردن» داشته باشد.

2

آیا lassen یک فعل بی‌قاعده است؟

بله. lassen یک فعل بی‌قاعده است. در زمان حال، برای سوم شخص مفرد به شکل lässt می‌آید و در گذشته ساده به شکل ließ صرف می‌شود. شکل Partizip II آن هم gelassen است.

3

ساختار lassen با فعل دیگر چگونه است؟

در ساختار معمول، lassen صرف می‌شود و فعل دوم به شکل مصدر در انتهای جمله قرار می‌گیرد: Ich lasse ihn arbeiten. که به معنی " من به او اجازه می‌دهم کار کند." است.

4

تفاوت lassen و erlauben چیست؟

هر دو می‌توانند مفهوم «اجازه دادن» داشته باشند، اما lassen در مکالمه بسیار رایج است و علاوه بر اجازه دادن، کاربردهای دیگری هم دارد. erlauben بیشتر برای بیان مستقیم و مشخص اجازه دادن استفاده می‌شود. مثلا در عبارت Ich erlaube ihm zu gehen. که معنی آن " به او اجازه می‌دهم برود." است یا مثلا در Ich lasse ihn gehen. که معنی آن " به او اجازه می‌دهم برود." است.

آرتمیس روشن
آرتمیس روشنفارغ‌التحصیل مولتی‌مدیا و علاقه‌مند به یادگیری درباره فرهنگ‌های مختلف است. ادبیات ژاپن و فرانسه، برایش جذاب است. از نظرش نوشتن درباره زبان‌ها و فرهنگ‌ها شروع خلق دنیای جدید است!
نویسنده مقاله

مقالات پیشنهادی

ثبت دیدگاه
اولین نفر باش که نظر میدی
دریافت مشاوره رایگان
مشاوران ملل مناسب‌ترین مسیر یادگیری زبان را به شما پیشنهاد می‌دهند.
مشاوره رایگان